زیارت عاشورا
روانشناسی - اقلیمـ رهایے

شاید شما هم در زندگی شرایطی را تجربه کرده اید که خود کم بینی و احترام به نفس پایین، مشکلات ناخواسته ای را برایتان بوجود آورده است. عزت نفس و داشتن احساس خوب نسبت به خود، از جمله مواردی اند که بسیاری افراد در زندگی
خود در آرزوی رسیدن به آن هستند. اگر احساس می کنید دارای عزت نفس پایین هستید و این موضوع روی تمام جوانب زندگی شما تاثیر منفی گذاشته است؛ اگر فکر می کنید ارتباطات، کار و یا حتی سلامتی شما تحت الشعاع این عزت نفس پایین قرار گرفته است؛ حتی اگر این احساس خود کم بینی از دوران کودکی در شما شکل گرفته و همواره همراه شما بوده است؛ با بکارگیری چهار قدم موثری که در ادامه آورده می شود می توانید عزت نفس را در خود تقویت نموده و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید.

قدم اول : موقعیت ها و شرایط مشکل ساز را شناسایی کنید
در مورد موقعیت هایی که به نظر می رسد احترام به نفس شما را پایین می آورند، فکر کنید. این موقعیت ها معمولا عبارتند از :
1. یک ارائه در محل کار
2. یک بحران در منزل یا محل کار
3. یک چالش با کسی که ارتباط نزدیک با شما دارد مانند همسر و یا همکار
4. یک تغییر در جریان زندگی مانند از دست دادن شغل

قدم دوم : از افکار و اعتقادات خود در رابطه با این موقعیت ها آگاه شوید
هنگامی که شرایط و موقعیت های مشکل ساز را شناسایی نمودید، به تفکر خود در رابطه با آنها دقت کنید. ببینید در این شرایط به خود چه می گویید؟ تفسیر شما از این موقعیت ها چیست؟ تفکر شما در این شرایط ممکن است مثبت، منفی و یا خنثی باشد. ممکن است شما در این شرایط منطقی عمل کنید و یا بر پایه یکسری واقعیت ها و دلایل و اعتقادات اشتباه فکر نمایید؛ و یا بالعکس.

قدم سوم : افکار منفی و نادرست خود را به چالش بکشید
برداشت اولیه شما از یک موقعیت ممکن است تنها راه نگاه به آن شرایط خاص نباشد، بنابراین باید در صحت افکارتان تامل بیشتری نمایید. از خود بپرسید: آیا نگاهم با منطق و واقعیت سازگار هست؟
البته گاهی اوقات تشخیص بی دقتی ها در تفکر مشکل است. بیشتر افراد یک تفکر دیرینه و ثابت درباره خود و زندگی شان دارند. این اعتقادات دیرینه از نظر آنها می تواند نرمال و کاملا منطبق بر واقعیت تلقی گردد؛ در حالی که بیشتر آنها ممکن است تنها یک ایده یا احساس باشند. در این میان بعضی الگوهای فکری نیز در ذهن افراد ممکن است باعث تضعیف عزت نفس گردد که باید به آنها دقت کرد. این الگوها عبارتند از :

1. تفکر همه یا هیچ
در این حالت شما همه چیز را خوبِ مطلق یا بدِ مطلق می بینید. مثلا به خود می گویید: "اگر من در این کار موفق نشوم، کاملاً شکست خورده ام!" عادت به چنین تفکری صحیح نیست. بهتر است همه جوانب یک پیروزی و یا شکست را در نظر داشت.

2. نیمه خالی لیوان
با این الگوی فکری شما تنها جنبه های منفی یک موقعیت را می بینید و تنها بر روی آنها متمرکز می شوید که این باعث می شود نگاه شما به یک شخص یا موقعیت کاملا از مسیر درست منحرف شود. به عنوان مثال به خود می گویید: "چون من در
ارائه آن گزارش اشتباه کردم، حالا همه فکر می کنند که من برای این کار مناسب نیستم." بدبینی بدترین آفت عزت نفس است.

3. تبدیل دستاوردهای مثبت به منفی
در این حالت شما با کوچک شمردن تجربه های مثبت و دستاوردهای مفید خود، آنها را انکار می کنید. به عنوان مثال به خود می گویید: "فقط به این خاطر که امتحان آسانی بود، توانستم موفق باشم!" در اینگونه مواقع شما احترام به نفس را در خود می کُشید.

4. نتیجه گیری منفی بدون داشتن دلایل کافی
شما ممکن است گاهی اوقات بدون داشتن مدارک و شواهد کافی در یک شرایط خاص یک نتیجه گیری منفی کنید. مثلا به خود می گویید: "دوست من هنوز جواب ایمیلم را نداده؛ پس حتما هنوز هم از من ناراحت است!" در صورتی که ممکن است دوست شما در چند روز گذشته موفق به مرور ایمیل هایش نشده باشد. شاید بهتر است به جای توسل به افکار منفی، کمی صبورتر باشید.

5. اشتباه گرفتن احساسات با واقعیت ها
در این حالت شما احساسات یا عقاید خود را با واقعیت ها اشتباه می گیرید. مثلا به خود می گویید: "من احساس می کنم شکست خورده ام پس حتما همینطور است!"

6. دست کم گرفتن خود
با این الگوی فکری خود را کمتر از آنچه که هستید دیده و ارزش های خود را دست کم می گیرید. این ممکن است مثلا ناشی از چندین بار اشتباه کردن در یک موقعیت خاص باشد. به عنوان مثال به خود می گویید: "لیاقت من بیش از این نیست!" بهتر است اندکی تجدید نظر کنید.

قدم چهارم : افکار و عقاید خود را تعدیل کنید
هم اکنون زمان آن است که افکار منفی و نادرست را با افکار سازنده و دقیق جایگزین کنید. برای این کار می توانید از استراتژی های زیر کمک بگیرید:

1. از عبارات امید بخش استفاده کنید
نسبت به خود با مهربانی رفتار کنید و همواره خود را تشویق نمایید. یادتان باشد که اگر بخواهید به بدبینی خود نسبت به یک موقعیت خاص میدان دهید، ممکن است به واقعیت بپیوندد. به عنوان مثال اگر دائم به این فکر کنید که ارائه شما بخوبی برگزار نخواهد شد، ممکن است واقعا همین اتفاق بیفتد. سعی کنید جملات امیدبخش به خود بگویید. مثلا به خود بگویید: "با اینکه موقعیت سختی است، اما من از پس آن بر می آیم."

2. خود را ببخشید
همواره به یاد داشته باشید که همه انسان ها ممکن است در زندگی خود اشتباه کنند. این اشتباهات هیچگاه همیشگی و مختص فرد خاصی نیست. اگر دچار اشتباه شدید به خود بگوئید: "درست است که من اشتباه کردم اما این اشتباه دلیل بر
بد بودن من نیست."

3. از عبارات باید و نباید اجتناب کنید
اگر ذهن شما پر از جملات باید و نباید باشد، ممکن است منجر به این شود که انتظارات و توقعات غیرمنطقی از خود و دیگران داشته باشید. آزاد کردن ذهن از این عبارات باعث می شود انتظارات منطقی تر و نزدیک تر به واقعیت، از خود و دیگران داشته باشیم.

4. بر روی جنبه های مثبت زندگی خود متمرکز شوید
توانایی های خود را در برخورد با موقعیت های چالش برانگیز در زندگی به یاد آورید و همواره به موفقیت ها و قسمت های خوب زندگی خود فکر کنید.

5. با افکار پریشان کننده جور دیگر برخورد کنید
بجای اینکه با افکار منفی، منفی برخورد کنید، از آنها کمک بگیرید تا به الگوهای جدید و سالم تری در زندگی خود دست یابید. از خود بپرسید: "برای بهتر کردن شرایط چگونه باید عمل کرد؟"

6. خود را تشویق کنید
بخاطر هر نکته مثبتی که در یک موقعیت خاص می بینید، خود را تشویق کنید. به عنوان مثال به خود بگویید: "گرچه بنظر می رسد ارائه من عالی نبوده اما حضار با طرح پرسش، تا پایان جلسه مطالب را دنبال کردند. این نشون میده که موفق
عمل کرده ام و به هدفم رسیده ام."

این قدم ها ممکن است در نگاه اول دشوار بنظر برسند. اما با تمرین بتدریج آسان تر خواهند شد. هنگامی که شما شروع به شناسایی افکار و عقاید تخریب کننده احترام به نفس در خود کنید، قادر خواهید بود عملا آنها را تشخیص داده و در جهت مبارزه با آنها گام بردارید. بدین ترتیب موفق به دریافتن ارزشهای خود به عنوان یک انسان می شوید. هنگامی که عزت نفس در شما تقویت شود، اعتماد به نفس شما نیز افزایش یافته و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود و زندگی خود پیدا خواهید کرد.

 

 



      

وقتی بدانید کی و کجا و به چه میزان حس نا‌رضایتی در شما بیدار می‌شود مانند بیماری که به دنبال درمان رفته و تشخیص داده چه مشکلی دارد در نتیجه انگیزه لازم برای درمان را پیدا می‌کنید. پس بررسی دلایل این نا‌رضایتی گامی مهم است که باید با شناسایی شما صورت بگیرد. یادتان باشد در این گزینه از جزیی‌ترین مسایل هم نباید عبور کنید چرا که همین مسایل جزیی به دغدغه‌های بزرگ تبدیل می‌شود.

• عوامل نا‌رضایتی را رفع کنید
مثلا یکی از عوامل نا‌رضایتی ما ماندن در ترافیک است. اینجاست که با آگاهی از آن متوجه می‌شوید باید مسیر دیگری برای تردد انتخاب کرده یا حتی زمان زودتری را برای بیرون آمدن از خانه در نظر بگیرید.

• خوش‌بین شوید
مسلم است یک شبه نمی‌توان خوش‌بین شد اما اگر بپذیرید این گزینه راه حلی مهم و ماندگار است باید آرام آرام و با تمرین و تمرکز مسیر افکارتان را از بد‌بینی به سوی خوش‌بینی معطوف کنید. حتی می‌توانید در طول روز آماری از این جایگزینی برای خود در نظر گرفته و با افزایش آن تلاشی انگیزشی در پیش بگیرید.

تا جایی که می‌توانید از افرادی که به شما انرژی منفی القا می‌کنند دوری کنید. به هیچ وجه از کلمات منفی مانند "نمی‌تونم، نمیشه و..." استفاده نکنید. صبرتان را بالا ببرید و برای این کار برنامه‌ریزی کنید. مثلا با خود قرار بگذارید در این یک هفته پیش رو قصد دارید میزان نا‌رضایتی خود را از صد به پنجاه برسانید و در هفته بعد از پنجاه به بیست و همین روند را ادامه دهید تا به صفر رسیده و شما با این خلق منفی برای همیشه خدا‌حافظی کنید.

در این مسیر خانواده و اطرافیان به خصوص دوستان هم نقش اثر‌گذاری دارند پس با مطلع کردن برخی از آنها و باز‌خوردی که به رفتارهای اصلاح شده شما دارند قدم‌های محکم‌تری بر‌دارید.

و در آخر اینکه مبانی مذهبی، اعتقادی، ارزشی و معنوی در این راستا بیشترین کمک را به شما خواهند کرد. پس تا می‌توانید ارتباط خود را با آنها بیشتر کنید.



      

بعضی آدم ها بدترین احتمال برای مسایل و اتفاقات زندگی را در نظر میگیرند. به طور مثال قرار است تا ساعت ده صبح به او خبر دهند آیا در شرکتی که فرم پر کرده و مصاحبه شده استخدام شده است یا نه. اما او از شب قبل تا ساعت ده صبح فردا چنان احتمالات منفی را کنار هم می‌چیند که دیگر نه رمقی برایش باقی می‌ماند و نه اعصابی که به دیگر امور زندگیش برسد چرا که با این افکار خودش را از هر موفقیتی خلع کرده است:
"از قیافه خانم مدیر معلوم بود از من خوشش نیومد، نکنه همکارای حسودی داشته باشم و نگذارن من کار کنم، نکنه به خاطر دوری راه هر روز توی ترافیک گیر کنم و دیر برسم اونا هم من رو اخراج کنن حالا تازه اگر استخدام بشم که بعید میدونم".
و این بد‌بینی و قطعیت از اینکه بدترین اتفاقات در کمین آنهاست تا زندگی را به کامشان تلخ و زهر کند باعث می‌شود همیشه از زندگی، کار، جامعه و حتی خودشان نا‌راضی باشند.
امیدوارم مطالب روان شناسی به درد دوستان خورده باشد!
هر از گاهی یک نظری کامنتی چیزی هم بگذارید بد نیست! مطلب خوب بود؟



      

دلایل نا‌رضایتی افراد
• فراموش کردن توانایی‌های خود
گاهی افراد یا نمی‌دانند چه توانایی‌هایی دارند و یا فراموش می‌کنند قادرند از پس خیلی کارها بر‌بیایند در نتیجه نسبت به آینده ترس و اضطراب دارند. مدام در ذهن خود اتفاقات و حوادثی را ترسیم می‌کنند که با رخ دادن آنها، دچار مشکل شده و زندگیشان فلج می‌شود. همین امر هم باعث می‌شود از ساده‌ترین مسایل ابراز نا‌رضایتی کرده و ترس و اضطراب خود را اینگونه بروز دهند.

این افراد برای اتفاقاتی که هنوز نیفتاده چنان ماجراهایی را در ذهن خود می‌پرورانند که بیشتر شبیه داستان‌های سینمایی است تا یک زندگی واقعی و از آنجایی که خود را در حل آنها نا‌توان می‌بینند، نا‌رضایتی در وجود آنها ذره ذره رشد کرده و تا جایی پیش رفته که به یک ملکه ذهنی و رفتاری تبدیل می‌گردد.



      

یکی از بدترین خلق و خو‌ها مربوط به کسانی است که همیشه از همه چیز نا‌راضی و گله‌مند بوده و در هر شرایطی به زمین و زمان بد و بیراه می‌گویند. از آب و هوای شهر گرفته تا شانس و اقبالشان در زندگی گزینه‌هایی است که از آنها، انسان‌هایی همیشه نا‌راضی می‌سازد.
در حقیقت این افراد هیچ وقت به وضعیت موجود رضایت نمی‌دهند و از آنچه برایشان رقم می‌خورد شکایت دارند چرا که خیلی خوب بلدند از هر چیزی مشکلی بتراشند و آن را با شکایت به زبان بیاورند. در نتیجه این افراد را همیشه با ویژگی‌هایی مانند غم و غصه دایمی، افسردگی، جنگیدن با دیگران و نداشتن آرامش خواهید دید.
اما اگر شما هم این ویژگی را دارید و تصمیم به ایجاد تغییر در خود هستید خوب است ابتدا بدانید ریشه این نا‌رضایتی‌ها در چیست چرا که با شناخت دلایل آن یک مرحله به حل مشکل نزدیک می‌شوید.
امیدوارم مطالب روانشناسی بدرد شما بازدیدکنندگان عزیز بخورد.



      

همیشه در تصمیم گیری مشکل دارند چون از اشتباه کردن می ترسند. تصمیم گیری قطعی برای شان سخت است مثلا وقتی می خواهند لباس بخرند بارها و بارها مغازه های مختلف را می بینند با دیگران مشورت می کنند بالاخره نمی توانند به راحتی تصمیم بگیرند.

 مدام از دیگران ایراد می گیرند.

 از این که مورد انتقاد قرار بگیرند می ترسند، وقتی انتقادی را می شنوند ناراحت می شوند.

 پذیرش کمی دارند.

معمولا هم نسبت به خودشان وهم دیگران نوعی خشم و عصبانیت دارند چون نقص ها را می بینند.

تحمل عقاید متفاوت را ندارند و فقط نظر خودشان را درست می دانند.

مقداری خودخواه هستند یعنی فقط خودشان را قبول دارند.



      

1. باید و نباید از واژ ه هایی است که زیاد استفاده می کنند مثلا تو باید به من زنگ می زدی یا تو باید...

2. این افراد دوستان و ارتباطات کمی دارند(ممکن است دوستان صمیمی خاص داشته باشند ولی مسلما تعداد آن ها کم است)

3. به راحتی کسی را نمی پذیرند و چون نگاهی عیب جو دارند به محض پیدا کردن ایرادی او را کنار می گذارند.

4. خیلی آدم های کنترل گری هستند این موضوع را به خصوص کسانی که با آن ها زندگی می کنند متوجه می شوند.

5. مدام می خواهند، رفتار دیگران را اصلاح کنند به خصوص وقتی نقص ها و ناپختگی های دیگران را می بینند شروع به غرزدن و انتقاد کردن می کنند.

6. بیشتر در حال گوشزد کردن نقص های دیگران هستند نه تشویق کردن آن ها.

7. اگر کاری را به آن ها واگذار کنند به نحو احسن انجام می دهند.



      

همان طور که از اسمش مشخص است، افراد این تیپ همیشه دنبال بهترین ها هستند در حقیقت آدم های آرمان گرایی هستند که خیلی برای شان مهم است خوب باشند.

این افراد می خواهند همیشه در زندگی نقش پسر خوب یا دختر خوب را بازی کنند.

دیگران نیز از اینگونه افراد انتظار دارند که همیشه آدم خوبه باشند، مثلا والدین همیشه او را به عنوان پسر خوب یا دختر خوب می شناسند.

همواره برای شان درست و غلط مهم است، یعنی همیشه می خواهند کارهای شان درست و بهترین باشد.

اگر زمانی بفهمند کار نادرست یا اشتباهی کرده اند، کاملا به هم می ریزند.

همیشه یک ترس درونی از اشتباه کردن در آن ها وجود دارد.

این افراد سرزنش های درونی فراوانی دارند به همین دلیل همیشه در درون شان احساس گناه و سرزنش می کنند.

همیشه فکر می کنند، باید کاری انجام دهند که بهتر شوند.

این آدم ها در تمام طول زندگی شان به دنبال انجام کارهایی هستند که مفید باشد.

این آدم ها معمولا از لحظات شان لذت نمی برندو نمی توانند در همان لحظه باشند یعنی همیشه در آینده به دنبال نتیجه هستند.

تنها وقتی به نتیجه برسند احساس خوبی خواهند داشت که البته این احساس خوب موقت است چون وقتی نتیجه ای به دست می آید دیگر تمام است و تلاش برای نتیجه دیگری آغاز می شود.

مدام در حال ارزیابی خودشان هستند و مدام در ذهن شان در حال پرسیدن سوال هایی مانند من به اندازه کافی خوب هستم؟ یا من به اندازه کافی کار می کنم؟ یا...هستند یعنی همیشه در درون شان دادگاهی برپاست.

بسیاری از اوقات ناراضی و سرخورده و ناراحت هستند چون یک آدم کما ل گرا انتظارات و توقعات زیادی از خودش، دیگران و دنیای پیرامون دارد.

مرتب میزان پیشرفت شان را ارزیابی می کنند.

همیشه نگاه شان این است که یا همه یا هیچ . یعنی فکر می کنند، تنها یک راه درست وجود دارد.

برای این آدم ها قوانین و چهارچوب ها خیلی مهم است.

آنقدر به دنبال بی نقص ها و کامل ها هستند که چندان از زندگی لذت نمی برند.

ذهن خیلی شلوغی دارند.

نظم و هماهنگی و همیشه مرتب وبا برنامه بودن برای شان خیلی مهم است.



      




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]