يوسف فاطمه
انسان، به دين دوستش است . پس هريک از شمابنگرد که با چه کسي دوستي مي کند . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
 
 

سلام
عيد سعيد قربان را به همه مسلمانان تبريک ميگم!


همه رفتند کسي دورو برم نيست


چنين بي کس شدن در خاطرم نيست


خزار بنشست و گل با بادها رفت


بهار از خاطر شمشاد ها رفت


تو گويي گل نه روييد و نه پژمرد


چه آسان مي شود از ياد ها رفت



وحيد ::: يکشنبه 10/10/1385::: ساعت 7:18 صبح
 

شهادت امام پنجم امام محمد باقر را به عموم شيعيان تسليت ميگويم


وحيد ::: پنجشنبه 7/10/1385::: ساعت 12:42 عصر
 

سالروز ازدواج حضرت علي(ع)وفاطمه(س) مبارک


خواستم زندگي کنم،گفتندهمه اش غم است


خواستم به پرستش روي آورم،گفتند خلاف است


خواستم به عشق روي آورم ،گفتند گناه است


گريه کردم ،گفتندبچه است


خنده کردم،گفتندديوانه است


حالا که چيزي نمي گويم


ميگويند ،اسير عشق شده


خدايا خودت بگو من چه کنم؟



وحيد ::: جمعه 1/10/1385::: ساعت 6:56 صبح
 

سلام به همه!


نميخاي بري راي بدي پاشو بسه اينترنت ديسي شو برو راي بده بعد!


يادت نره ها مرسي باي باي


دنيا را بد ساخته اند...


کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد...


کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري...


اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد...


به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند...


و اين رنج است...



وحيد ::: جمعه 24/9/1385::: ساعت 7:19 صبح
 

((بسم رب الشهدا والصديقين))


امروز آمدم از نامردي هاي اين زمانه نفرتي سخن بگويم ماه هاست دردي پنهان روي سينه ام سنگيني ميکند اما هيچ نگفتم تا خود برود اما...


ديدم هنوز هم انسانهاي خود فروخته و نامرد بي شرف و غيرت که بويي از مرادنگي نبرده اند وجود دارند دوستان مهربان من به خدا فردا بايد در روز رستاخيز پاسخ دهي که چرا به بهانه هاي شهوت و لذت ديگران را بي آبرو کردي ؟ ميخواستم در مورد آن صحبت نکنم اما چند نفر انسان را ديدم که ميگفتند ما بايد از جامعه خود آگاه باشيم بايد بدانيم در دنياي اطراف چه خبر است1!! جواب ميدهم: چگونه با نگاه کردن به فيلمي که حدس ميزنم سراسر کذب است؟ گفت من هم همين را ميگويم ما بايد فيلم را ببينيم تا شکمان بر طرف شود جواب دادم واي بر ما مگر ما قاضي دادگاه هستم که جرم آدميان را تشخيص دهم؟


کدام دين و آيين کدام گفته اينکار درست است؟


تو به چه حقي به خودت اجازه ميدهي فردي را بي آبرو کني؟


مگه تو دين نداري؟ بر فرض محال که اين چنين باشد و اين شخص بدبخت بازيگر نقش سريال تلويزيوني نرگس باشد به من و تو چه مربوط به خدا قسم ما بايد جواب پس بيديم که چرا بيدار نيستيم؟


گناهاني انجام ميديم ولي اعتراف نميکنيم که اين کار ما گناه است عيب و ايراد کار ما همين است آنرا براي خود توجيه ميکنيم که من بايد از تحولات سياسي اجتماعي جامعه ام آگاه باشم!!! آخر چه ربطي دارد اگر کمي فکر کني ميفهمي که اين حرفي مضحک است!!!!


کجاست؟ آن شرم و حياي ما کجاست؟ آن اراده و معرفت ما و کجايند؟ آن مرداني که براي آبرو وشرف ملت اسلامي در راه خدا شهادت طلب کردند و هم اکنون عند ربهم يرزقون اند همه اين حرفها را شما بهتر از من ميدانيد پس بياييد کمي عاقلانه برخورد کنيم.


نگذاريد کساني خود فروخته و بي دين دين شما را هم به بازي بگيرند به خدا قسم آنها دارند آتش جهنم را معامله ميکنند شايد هم واقعا آن بنده خدا هم نباشد ميداني چه گناهي مرتکب ميشوي لا اله الا الله!!!


به چه حقي با آبرو و زندگي يک نفر بازي ميکني گيريم که آن شخص واقعا بازيگر آن نقش باشد به من و تو چه مربوط؟ من و تو چيکاره ايم؟هر کسي بايد جواب کار خودش را بدهد مطابق آيه اي از قرآن که صريحا اين موضوع را تاييد کرده:


«بسم الله الرحمن الرحيم»


کل نفس ما کسبت


هرکس در گرو کاري که کرده است.


اسم اين شخص رو هم که مياري گناه داره به خدا مثل افترا و دروغ بستن به کسي است هيچوقت پشت سر کسي حرف نزن غيبت ميشه گناهه.


ببينين شايد هم کسي از نامردان که امروزه تعدادشان کم نيست فقط واسه کسب پول اينو راه انداخته و هدفش هم همين بوده ما نبايد حريم شخصي زندگي افراد رو دخالت کنيم.


نبايد اجازه بديم با دين و ايمانمون بازي بشه!!!!!


يکي از روزنامه هاي دانمارک با بي احترامي تمام شرف و آبروي ما رو زير سوال برده و درکنار عکس غير اخلاقي اون دختر عکس امام خميني رو انداخته و نوشته در کشور خميني هم....


چي بگم که همتون آگاه به زمانه هستين


و الله بما تعملون بصير


اگه ما شيعه علي بوديم نميذاشتيم کسي جرات کنه به مقدسات مسلمين اهانت کند.


هر کافر نعمتي که از اين ماجرا سود برده خوب ميدونه از چه راهي وارد بشه از راه نقطه ضعف وارد شده و بدانيد:


«والله لا يهدي القوم الکافرين»


در پناه تنها ترين خداي عاشق


اينم متن هفته که مرتبط با ...


 آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني،


آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي


گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده


خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا


براي خوشبختي خودت دعا کني؟


بسوي کدام قبله نماز مي گزاري که ديگران نگزارده اند..؟؟



و اينم مصاحبه زهرا امير ابراهيمي با:ادامه مطلب...

وحيد ::: جمعه 17/9/1385::: ساعت 7:16 صبح
 

سلام حال شما؟


مگه ميشه تولد امام رضا(ع) باشه و کسي خوب نباشه؟


برو بچه هاي خوب و مهربون امام رضا جون خيلي غريب بوده ها خيلي!


بچه جون تو امام رضا رو نميشناسي نميدوني چقدر مهربونه نميدوني چقدر دوستمون داره؟


واي يادم رفت ميلاد ضامن آهو امام هشتم شيعيان را به شما دوستان خوب و مهربونم تبريک بگم ولي خداييش خيلي حال ميده ها که حرم عشق حداقل حرم يکي از امامان در ايران هستا وگرنه براي زيارت حرم امام رضا جون بايد کيلومتر ها از شهر و ديار خود دور ميشديم ولي حالا با هواپيما حدود يکساعت و نيمي ميشه که بري مشهد (البته از شيراز) جدا فکر ميکني فردا که تولد امام رضا جون هستش چه کسايي بيشتر خوشحال هستن؟


بگم؟ به نظر من اول از همه خود معصومين خيلي شاد هستن پس تو هم پاشو خوشحال باش آخه تا کي ميخواي مثه من بشيني پشت کامپيوتر و الکي وقتتو تلف کن آهاي نري يهو پيدات نشه ها نترس وبلاگ من با بقيه وبلاگ هااااااااااااا اي فرق فوکوله!!!!!


راستي داشتم ميگفتم که کيا خوشحالن! يکيشو من ميشناسم بگم؟اونايي که اسمشون رضا هست ديگه!


ولي زيادي گير دادما بسه ديگه


نترس متن هفته يادم نرفته بفرما!


راستي نظر يادتون نره!


اي کاش کودک بودم تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود


اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم


نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم


اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو،


همه چيز را فراموش مي کردم.



 


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:56 صبح
 

وقتيکه عاشق چشمات شدم تازه فهميدم که زيبايي چيست


وقتيکه تو رو در قلب کوچکم جاي دادم تازه صداي ضربان قلبم را شنيدم


وقتيکه دست در دستان تو نهادم تازه معناي گرمي را درک کردم


لحظه ها و ثانيه هايي را که با تو سپري مي کنم بيشتر پي به معناي زندگي مي برم


هنگاميکه به ياد تو هستم مي فهمم که آرامش چيست


هرگاه به جدايي مي انديشم کنار خود سايه مرگ را مي بينم.


وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم


وقتي که ديگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم


وقتي که ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم


وقتي که او تمام کرد من شروع کردم


وقتي او تمام شد... من آغاز شدم و


چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن !


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:12 صبح
 

تا حالا به اين فکر کردي که چرا غروب رنگش سرخه


غروب رنگش سرخه چون خورشيد آتيش مي گيره


وقتي ميبينه من و تو کنار هميم.


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:12 صبح
 

مهربانم تو بگو بعد از تو


از کدام دريچه ي آسمان به تماشا بنشينم


و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟


بي تو همه ي فصلها خاکستري


و همه ي ستاره ها خاموشند.


کيفر شکستن دل من


چند جاده غربت و چند آسمان تنهايي است


باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ايمان دارم


براي او که وسط قلبش اندازه ي تمام عاشقانه هاي روي زمين است


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:8 صبح
 

امروز واقعا باورم شد که تو به قلب آسمان رفته اي .چر؟؟


من اينجا خيلي غريبم غريب.هدف من وصال بود نه خيال من در تب التهابي ميسوختم


که مرا به درگاه بندگي او ميبرد و تو ندانستي. ولي بدان غم بي تو بودن بهتر از اين


خوشي زود گذر است. تو مرا نشناختي حرفهايم در قلب تو مثل برفي بر روي بام در


حال ذوب شدن و همين قصه رفتن تو را برايم آسان ميکند.


ديگر دلم نميگيرد و نميگويد . زيرا روزي که گفتي شور زندگي را در چشمانم بخوان


فهميدم گاهي چشم ما هم دروغ ميگويند.


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:8 صبح
 

تنها با خاطراتم خوشم


آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد که نگاه به کسي نيندازند


اگر نگاه انداختند عاشق نشوند


اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند


و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي کنند


آهاي عاشقان اينک که پا به اين راه دشوار گذاشته ايد


با صداقت عشق را ابراز کنيد ، تنها عاشق يک دل باشيد


تنها به يک نفر دل ببنديد ، و با يکرنگي و يکدلي زندگي کنيد


آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد


و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد


آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد


رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي


خود را صداقت قرار دهيد


آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد


همين و بس.......


آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد


و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بکشيد


آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس


و خوش گذارني و گذراندن


** لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد **


**و با عشق نيز از اين دنيا برويد**


چرا به من مي گويند ،دوستش نداشته باشم


مگر دوست داشتن جرم است ؟


من نمي فهمم که چرا دوست داشتنش مرا به گناه خواهد


کشاند من گناه نميکنم من گناه را دوست ندارم


ولي او را چرا...


من او را فرا موش نميکنم ولي گناهش راچرا ...


من دوستش دارم و اور ا فراموش نميکنم


ولي گاهي گريز بايد کرد و گاهي نمي شود گريخت


وآن لحظه که نميتواني از آن بگريزي


همان لحظه اي است که من از آن مي ترسم ولي آن را تجربه کردم تجربه اي که خدايم ببخشايد و عشق واسطه شود تا بخشيده شوم


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:8 صبح
 

يادت هست که چه ارام ....و بي بهانه از کوچه پس کوچه هاي دلم گذشتي..!
و پا به کلبه کوچک احساسم گذاشتي!؟

يادت هست که گفتي : تمام اسمان من خلاصه در چشمان توست!
هيچ مي داني که اسمان تو اين روزها بارانييست..!!؟

مي دانستم که دوريت سخت است....اما نه تا اين اندازه!!
به خدا با رفتنت بار ديگر در خود مي شکنم
...
نگذار ديگران .....شاهد شکستنم باشند!


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:8 صبح
 

اي مونس تنهايي هايم


تقديم به دل شکسته ها


دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم


شيشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترين


تلنگري مي شکند


مي خواهم فرياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم


که عمق دردم را در فرياد منعکس کنم


فريادي در اوج سکوت که هميشه براي خودم سر داده ام


دلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مي نشينم


کاش مي شد سرنوشت را با ان روزها شيرينم


همراه کرد


بغض کهنه اي گلويم را آزارد


نفرين به بودن وقتي با درد همراست


اي کاش باز هم کسي اشکهايم را نبيند


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:8 صبح
 

خيلي چيزها مي خواهم بگويم .


مي خواهم بگويم مي شود از دور(!)هم دوست داشت...!


ميتوان بدون داشتن (!)هم دوست داشت


ساده تر بگويم:


*ميشود ساده تر هم دوست داشت...*


دور از هياهوي خواستن...


دور از هياهوي داشتن...


دور از هياهوي خواستن و نداشتن...نرسيدن...


دور از هياهوي رسيدن و بعد تلاش براي ماندن تا هميشه!


*مي توان از دور هم دوست داشت*


دور از هراس از دست دادن...


دور از هراس تنها ماندن ناگهاني...


حتي دور از او که خواستني ست...


*مي توان از دور هم دوست داشت *


باور کن بدون خواستن و رسيدن هم ميشود ...ميشود...


بدون خواستن ،بدون رسيدن،بدون ماندن...حتي بدون او


مي توان از دور تا هميشه دوست داشت.


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:8 صبح
 

 پس برگرد و مرا به زندگي اميدوار کن


اي ارزوي من تو همان بخت قشنگ من هستي


که از ديار دوري امده اي و پرپرزنان به کلبه قلب من پر کشيدي


اي کبوتر عشق امدنت را به بام قلبم خوش امد مي گويم


و در کلبه قلبم مهماني مي دارم


همانند من يک اشيانه گرم و پر از محبت نديده اي


و دل بي تاب من با ديدنت ارام مي گيرد


بدان که اگر هزار بار مرا قطعه قطعه کنند و بگويند تو را فراموش کنم


هرگز چنين نخواهم کرد زيرا در درياي عشق و محبت تو گرفتار شده ام


و رهايي از اين امواج خروشان عشق تو کاريست نا ممکن


بي تو هرگزفردايي نخواهم داشت و فقط با ياد


ونام تو زنده ام


وحيد ::: جمعه 10/9/1385::: ساعت 8:8 صبح

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
 
.:: منوي اصلي ::.
.:: آمار بازديد ::.
بازديد امروز : 36
بازديد ديروز : 45
بازديد کل : 15337
.:: درباره خودم ::.
يوسف فاطمه
وحيد[485]
من تمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم من بهار عشق را ديدم ولي باور نکردم يک کلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم من ز مقصد ها پي مقصود هايي پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبي ماند در يادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد يارم رفت...
.:: لوگوي وبلاگ من ::.
يوسف فاطمه
.:: لينک دوستان ::.
.:: لوگوي دوستان::.







.:: نواي وبلاگ ::.
.:: آرشيو شده ها ::.
.:: اشتراک در خبرنامه ::.

نام:

ايميل:

 
.:: طراح قالب::.
HAJVZ