يوسف فاطمه
آنکه در پي دانش است، بهشت در پي اوست و آنکه در پي نافرماني است، دوزخ در پي اوست . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
 
   1   2   3   4      >
 

DIE&LOVE&SUN



وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 

(بسم الله الرحمن الرحيم)


من نويسنده اين وبلاگ هستم اما ديگه اصلا حوصله نوشتن ندارم چون کسي که خيلي دوستش داشتم ازم بريده دلم ميخاد همين حالا بميرم ديگه زندگي براي من کافيه اگه دوستم داشت تنهام نميذاشت که حالا بايد سعي کنم فراموشش کنم  خداحافظ عشق خداحافظ اي زندگي بايد خودمو واسه زندگي جديد آماده کنم زندگي اي که عشق و محبت در اون جايي نداره و زندگي اي که در اون همه چي به نفرت ختم ميشه هرکي بهت ابراز علاقه کرد بچزونش تا ميتوني عقدتو سرش خالي کن ...


امروز اومدم اينا رو بذارم و برم خداحافظ از همتون شايد ديگه مطالب منو نبينين وحال و حوصله وبلاگ نويسي رو پيدا نکنم و ديگه نيام در پناه حق همتون رو ميسپارم به خدا .


اينا همه حرفاي دل منه که به زبان شعر ميگم :


 


هر کاري کردم که تو رو گم کنم از خاطره هام به در بسته خوردمو باز از تو گم شد لحظه هام


خاطره هاي بودنت چه جور فراموشش کنم دلي که تو آتيش زدي چه جوري خاموشش کنم؟


جاي نگاتو پر نکرد هيچکسي با هرچي که بود انگاري تو خون مني تو پوست و گوشت و تار و پود


دروغ نميگم بعد تو خيلي ها رفتن اومدن اما توي نگاه من هيچ کدومش تو نشدن....


 


ياد ميگيرم از تو اينو که برم به يک بهانه اسم اينکار بذارم راه حل عاشقانه


توي اوج اشک عشقي ياد ميگيرم که بخندم هرکي سوخت و باخت مهم نيست مهم اينه من برندم !


((به خاطر اشکهايي که من ريختم و اون به من خنديد))


از تو بايد ميگذشتم ولي افسوس نتونستم تو عروسک بودي و من آخر قصه دونستم توي وجود خالي تو جز دروغ هيچي نديدم کاش ميشد به اين حقيقت پيش از اينها مي رسيدم


سوختم و سوختم و ساختم هرچي داشتم به پات باختم کاش تو رو از روز اول مثل امروز ميشناختم


آخه عشق يعني شکستن عاشقانه سر سپردن دل سپردن به سراب در سکوت بيش مردن


يروزي يروزگاري حرف بين ما نگاه بود عشق و نقاشي ميکرديم نقش ما خورشيد و ماه بعد از اون واژه نوشتيم جمله مون ستاره چين بود مثل دريا آبي بوديم معني زندگي اين بود


سوختم و سوختم و ساختم هرچي داشتم به پات باختم کاش تو رو از روز اول مثل امروز ميشناختم.


 


عاشقمون پر احساسه اون اشکاش مثل الماسه واسه من عزيزترين ميميرم براش جاي اشکاش رو شونه هامه طب دستاش رو گونه هامه ميدونم عشقم همينه ميميرم براش


خدااااااااااااااا اگه ميان اين همه آدم بازم نوبت باختن من بود؟؟؟ چرا عاشق شدم؟


اونيکه همه هستيمو زير پاش دادم چرا آتيش سوختن من بود؟؟؟ چرا عاشق شدم؟


 


 


من تو را تا بينهايت ميپرستيدم ولي هرگز نفهميدي التماست کردم و در خود شکستم غرورمو بازم نفهميدي عاشق نبودي تا که بفهمي دردمو احساسمو هرگز نخاستي تا که ببيني ناله هاي قلبمو دلمو شکستي برو  دلمو شکستي برو برو ديگه نه نميخامت دلمو شکستي برو دلمو شکستي  فقط اينه جوابت برو برو ديگه نه نميخامت دلمو شکستي فقط اينه جوابت!


به پاي تو نشستم از عشقت مست مستم دلمو شکستي اما هنوز عاشقت هستم از ياد من نميري مردم از اين اسيري چيکار کنم که امروز از عشق من تو سيري؟


 دلمو شکستي برو  دلمو شکستي برو برو ديگه نه نميخامت دلمو شکستي برو دلمو شکستي  فقط اينه جوابت برو برو ديگه نه نميخامت دلمو شکستي فقط اينه جوابت!!!


 


خدايا


من اگه کسي رو داشتم ديگه دربدر نبودم با غم وغربت و اندوه ديگه هم سفر نبودم اگه زخم نخورده بودم تو رو باور نميکردم توي اين حصار پر درد با غمت سر نميکردم


وقتي عشق معناي مرگه ميدان پاييز و برگه قصه ي عشق و حقيقت قصه ي گل و تگرگ


آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود شکل تنهايي و غربت سرنوشت آدما بود با چشات دنيا رو ديدم حتي من فردا رو ديدم توي قلب قطره بودن با تو من دريا رو ديدم


کولي شب زده بودم پشت گريه صدات کردم از پس آينه اشک تا هميشه نگات کردم


 


 


نميدونم که تو رو نفرين کنم يا اين دلم نميدونم که تو حل مشکلي يا مشکلم


با تو عاشقانه بودم پس چرا حسرت يروز عشق موند به دلم


با تو شاهنامه بودم نه يک غزل با تو رودخونه بودم نه يک قنات


يروزي من و تو بوديم و حالا من و تنهايي و يک عمر خاطرات


توي اين غربت پر گرگ و هراس دارم اينه ماهيا جون ميکنم


ديگه خسته ام از تظاهر به ايستادگي جاي دندونه هزار گرگ به تنم


 


 


بابا بي خيال ديگه ناز کردن هم حدي داره ما که رفتيم بعد ما ميدوني کي دوست داره


روتو کم کن ديگه توفه هم که نيستي تمومش کن افه هاتو بس کن اينهمه ادا


مگه ما چي کم گذاشتيم از مرام و معرفت که تو اينجور با ما بد تا ميکني اي بي معرفت


راستشو بخاي ديگه خسته شدم رک بگمت به دلم نشسته بودي گنديدي بريدمت


به خدا عشقي که ذلت بياره کشکه عزيز جون هرچي مرد ديگه آبرو نريز


گفته بودم نفسي برام ميرم تا آخرش نفسي که حرمتم رو بگيره ميبرمش


ديگه اون دنياي پر رنگ و چهل چراغت نميخام واسه رو کم کني هم شده سراغت نميام


قاطي کردم بد رقم ميخام که قيدت بزنم ميخام اين دندون آريه رو از ته بکنم


عشقي که ما پي شيم بي شيله پيله صادقه


 


نميتونم ببخشمت دور شو برو نبينمت تيکه اي بودي از دلم خشکيدي و بريدمت


 


يادت مياد گفتم بهت         اگه نميشي مرحمم


تو رو خدا زخمم نشو        که تيکه پارست بدنم


تو اينه ناباوري ام              تو هم شدي يه زخم نو


هيچ نميخام اينه تو شم    از جلوي چشام برو


 


فکر نکني ازت ميخام  بياي و با من بموني اينا رو گفتم که فقط صداقتم رو بدوني


من نميخام که مثل تو...


 من عاشق عشق مي مونم من عاشق عشق مي مونم تو ديگه مردي واسه من


 


فقط دختر جون بدون: من هموني ام که بودم تو داري عوض ميشي!


 


راستش يه چيز ديگه يادم رفت بگم:


هيچوقت عشق رو باور نکنين چون من نمونه ي حاضر اين ماجرا هستم به شما توصيه ميکنم


به نظر شما ارزشش رو داره که قلبتون بشکنه؟


ارزش داره دلتون بشکنه ؟


آره؟


در هر حال اگه هوس عشق به سرتون زد اول يکي رو پيدا کنيد که ارزش عشقتونو داشته باشه


خلاصه از من که گذشت با اين حال فکر نکنم ديگه تا آخر عمرم ديگه نتونم به يه دختر اعتماد کنم


خدا حافظ  همه ي عاشقان پاک باشد


ميسپارمتون به خداي تبارک تعالي


خدا رو عشقه بي خيال همه...


 


وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 

سلام


امروز بالاخره نميدونم چطور شد زنگ زد فکر کنم دلش سوخت شايد هم زنگ زد عقده هاشو سر من خالي کنه(زود قضاوت نکنين)زنگ زد ولي اي کاش نزده بود تلفن زده بود منو اذيت کنه اصلا حرف نميزد همينطور حکم ميبريد واسه قلبم احساستم ...عواطف من اصلا براش مهم نبود ميگفتم دلم تنگ شده بودبرات ميگه اينم اينه دروغاي ديگه ...


ميگفتم دوست دارم ميگفت اي باز داري خرم ميکني داري دروغ ميگي مثل هميشه ؟


ميگفتم خدايا من کي به اين دروغ گفتم؟


دلم ميخاست داد بزنم دلم ميخاست خودمو بکشم اگه دوسش نداشتم شايد اگه روبروم بود يه کشيده ميزدم زير گوشش ...


اين بود که گريم گرفت اما نميخاستم بفهمه دارم اشک ميريزم نميخاستم ناراحت بشه اما بر خلاف تصور من وقتي ديد دارم گريه ميکنم لبخند زد آره خنديد هر هر هر ميخنديد اما اصلا باورم نميشد خودش بود؟


ما عاشق هم بوديم حالا من دارم گريه ميکنم نگرانم ناراحتم اون داره به من ميخنده؟


ميشه يعني؟ مگه ميشه؟نه نه نه((پيش خودم گفتم حتما داره شوخي ميکنه اما هرچي بيشتر اشک ميريختم صداي خنده اش بهتر تو گوشم شنيده ميشد چيکار کنم شما بودين چيکار ميکردين؟؟؟


هيچي نگفتم فقط چند ثانيه سکوت کردم مغزم تعطيل شده بود!


نميدونتم چي بگم بهش داشت مثل مار نيش ميزد هرچي اشک ريختم تا دلش به رحم بياد اما افسوس دريغ از يکم مهرباني دلم ميخاست زنده نبودم دلم ميخاست مرده بودم و اين لحظه رو نميديدم ((خداييش کسي که اينکارو با شما کنه شما باهاش چيکار ميکنيد؟ديگه ميتونين عاشقش باشين دوسش داشته باشين؟))


بهش ميگم 3-2 روز تلفن نکردي نگرانت شدم ميگه باز داري فيلم بازي ميکني؟


از صبخ تا شب داره با احساسات من بازي ميکنه چيکارش کنم عشق همينه جدايي بدبختي تنهايي مرام عشقه اما اگه طرفت نفهمه چي هرچي ابراز علاقه بهش ميکنم ميگه دروغگو شما بودين چيکار ميکردين؟؟؟


آره خوب تا يه حدي ميذاريم به حساب دختر بودنش يه کمي هم به حساب بد اخلاقي ولي سنگ دلي رو چيکار کنم من خودم اگه دشمن خونخوارم هم بياد زار زار گريه کنه دلم به رحم مياد اما اون...


من که هيچوقت نميتونستم بهش دروغ بگم چرا آخه چرا بايد اين بلا سرم بياد؟؟؟


خب حالا چيکار کنم حالا مثلا با هم دوست شديم اما هرکس ديگه اي بود جاي من حتما فکر انتقام بود اما من توي اين فکرا نيستم انتقام واسه من خيلي راحته چون هم شماره موبايلشو دارم هم شماره خونشون پس اون نبايد سوتي بده!


دل منو شکست قلبم منو شکست منو ناراحت کرد اما من بجاي نفرين يه دعا براش ميکنم از خدا ميخام بهش درک بده تا عظمت عشقو بفهمه بهش عقل بده تا بفهمه من چه اندازه دوسش دارم بهش احساسات بده تا منو درک کنه !!!(واسه عشق من حبس ابد بريدن دارم گريه ميکنم واسه اين عشق محال)


خدايا اگه قراره تا آخر زندگي اينقدر اذيت بشم حاضرم همين حالا بميرم.!.!.!.!


بايد برم مرسي از اينکه به درد دل هاي يک عاشق زخم خورده گوش ميديد و نظراتتونو ميگيد.


قربان همتون باي


نويسنده:VZ_MC




وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 

سلام


امروز دوباره حوصلم شد تايپ کنم .


چند روزي بود اصلا حوصله هيشکي رو نداشتم خيلي دلم تنگ شده بود براي اون اما بي خبر رفته طبق آخرين تماس همچين قراري نداشتيم آخه اگه قرار باشه اتفاقي بيفته و نتونه بهم زنگ بزنه بهم اطلاع ميداد اما اين بار هيچي نگفت!


چندتايي پي ام آف براش گذاشتم اما هنوز جوابي نداده اس ام اس گذاشتم واسه اما هيچ...


موبايلشو هم جواب نميداد اما امروز که زنگ زدم مامانش بر داشت گوشي رو از ترس قطع کردم رفتن از خونه بيرون از تلفن کارتي چندين بار زنگ زدم اما اصلا دريغ از اينکه يبار خودش گوشي و برداره بي خيال شدم اومدم خونه شايد زنگ بزنه اما خير هيچي اصلا انگار تلفن خرابه زنگ نميخوره هر 20 دقيقه يبار تلفن رو چک ميکردم نکنه خداي نا کرده قطع باشه ولي وصل بود.


ديگه بريدم الان ديگه داره ديوونم ميکنه ميگم اصلا نکنه براش اتفاقي افتاده باشه واي خدا نه نه نه...


نه خدا نکنه اگه واسش اتفاقي بيفته من ...


زنگ تلفن برام شده مثله يک اميدواري آرامش عشق زندگي هر وقت که تلفن زنگ ميخوره مثل آدماي برق گرفته ميپرم بالا ميرم گوشي و بر ميدارم اما افسوس اون نيست...


خدايا يعني من که تا اين اندازه ضد دختر بودم حالا ...


از خودم خند م گرفته وابسته شدم به کي به يه دختر که نميشناسمش اصلا شايد دروغ بگه همه چي رو خدايا منو به اندازه يک چشم به هم زدن تنها نذار .


خدايا دارم از تنهايي ميميرم من که نبايد تا هميشه تک و تنها بمونم آخه آدم از تنهايي دق ميکنه منم که هيشکي رو غير کامپيوتر ندارم که از تنهايي منو در بياره فقط 3 چيز دارم :1.کامپيوتر2.نوشين3.خدا همين...


داره از خودم بدم مياد يه حس نفرت يه چيزي شبيه حس انتقام جويي دلم ميخاد همه قرباني بشن تا من به هرچي ميخام برسم اين چند روزه هم که تو خونه دارم به همه زور ميگم ( با کمال تعجب همه منو تحمل ميکنن)دوست داشتم منو بزنن اصلا دعوا کنم من اگه کسي رو با اين اخلاق ميديدم نابودش ميکردم آدمش ميکردم اما هيشکي نيست منو آدم کنه!


امروز خيلي از خدا کمک ميخام بيشتر از هميشه کجايي خدا دارم ميميرما دارم زير آوار غم و غصه جون ميدم دارم ناوان کاري که نکردم رو ميدم من قرباني شدم قرباني يک عشق ساده 2هرفي عشق سياوش و نوشين و اين عشقا هميشه يه قرباني ميخاد افسوس اينبار من بايد ميشکستم خدا يعني ميون اين همه آدم بازم نوبت باختن من بود؟


خدايا دارم واسه خودم دعا ميکنم دارم داد ميزنم انو به من برگردون خدايا خودت گفتي ((ادعوني استجب لکم))بخوانيد مرا تا استجابت کنم شما را خب الانم من دارم ميخونمت تو هم بايد استجابت کني من شدم اينه آدمايي که نمرده هستم نه زنده !


توي آينه خودتو ببين چه زود زود توي جووني غصه اومد سراغت پيرت کنه


نذار که تو اوج جووني غبار غم بشينه رو دلت يهو پير و زمين گيرت کنه


منتظرش نباش ديگه اون تنهانيست تا آخر عمرت اگه تنها باشي اون نمياد


خودش ميگفت يروزي ميزاره ميره خودش ميگفت يروز خاطره هاتو ميبره از ياد


آخه دل من دل ساده ي من تا کي ميخاي خيره بموني به عکس روي ديوار


ديوارآخه دل من دل ديوونه من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر آزگار


تا کي آخه دل من دل ديوونه ي من تا کي ميخاي خيره بموني به عکس روي ديوار


ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندي و بي کسي و يه عمر خاطره پيشش


ديگه نمياد ديگه پيشت نمياد از اون چي موند برات به جز يه قاب عکس روبروت


آخه دل من دل ديوونه من تا کي ميخاي خيره بموني به عکس روي ديوار


تا کي ميخاي بشيني به پاش بسوزي تا کي ميخاي بشيني چشم به در بدوزي در پيدا کردن کسي برو که فقط واسه خودت بخاد تو رو


آخه دل من دل ساده ي من تا کي ميخاي خيره بموني به عکس روي ديوار


آخه دل من دل ديوونه من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر آزگار


آخه دل من تا کي ميخاي خيره بموني به عکس روي ديوار!!!



وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 

امروز وقتي داشتم مطلب(همون مطلب که نوشتم دختره بيوفا شده و زنگ نزده)رو آماده ميکردم که بزارم تو سايت يهو تلفن زنگ زد برداشتم گوشي رو بله خودش بود با خوشحالي همراه کمي ناراحتي از اينکه نتونسته بهم زنگ بزنه ازش احوالپرسي کردم بهش گفتم دلم گرفته ميخاستم يه مطلبي بزارم تو سايت اما حوصلم نميشد تلفني مطالب رو واسش(نوشين خانوم) خوندم اونم خوشش اومد گفت بد نيست.


اما يه چيزاي ديگه اي بعد از چت با اون به ذهنم اومد گفتم بنويسمش آخ بالاخره دلو زدم به دريا ميخام همه چيزو بگم ميخام يه چيزي رو با اين حرفام به بعضي ها بفهمونم ببينيد انسان يطوريه که اگه يبار دروغ بگه ديگه مجبوره 100 تا دروغ ديگه هم بگه تا دروغ اوليه لو نره و ضايع نشه پس بهتره به هم دروغ نگيم هيچوقت اگه يکباره يک دروغي هم گفتيم در اسرع وقت اونو به طرفمون بگيم ومنتظر نشيم که خودش بفهمه چون اگه خودش فهميد بد ميشه بعدا تا يه اتفاقي افتاد ميگه باز داري دروغ ميگي؟


حالا بيا و درستش کن که اون دفعه مجبور بودم دروغ بگم و ...


ببينيد دروغ گفتن راحته اما راستگويي بهتره چون تا آخر عمرت ديگه از هيچي هراس و ترسي نداري چون راز و سري با کسي نداري و...


خلاصه اگه يه دروغ حتي فقط يه دروغ بگي و خودش بفهمه که دروغ گفتي تصويري که از خودت توي ذهنش رسم کرده بودي رو خراب کردي همين شايد اصلا اون موضوعي که واسه تو اينقده مهمه واسه اون بي اهميت باشه(مثل زيبايي)خب بگذريم دروغ:مثل يه کشتزاري که تو ميکاريش اگه دروغ بکاري دروغ برداشت ميکني اگه راست ...


هرچي دروغ بگي همون قدر دروغ ميشنوي هرچي راست بگي...


آخه دروغاي الکي رو واسه چي بگيم بيهوده...


هيچوقت از راسگويي نهراس


رازهاي زندگي خودتو به کسي نگو اما به کسي که اعتماد داري بهش همه چي زندگيتو بگو نذار خودش بفهمه چون در اين صورت نشان از ضعف تو هست.


فکر ميکنه تو از اين که اين موضوع رو بهش نگفتي هراسي داشتي پس هميشه نجات در راستگويي هست اين رو هم فراموش نکنيم که در زندگي چيزاي مهم تري هم هستن و شيطان هميشه همراه ماست بعضي وقتا فکر ميکنيم خيلي با معرفت و با عشق با خدا رابطه داريم ميگيم خدا هواي ما رو داره من؟من که واسه امام حسين مداحي ميکنم! من؟من که هميشه نماز هامو ميخونم!من؟ من که روزه ميگيرم من که دعا مي خونم من؟من هر پنجشنبه دعا کميل ميرم مجلس هيئت من؟؟؟؟


حالا جواب اونا :


مي خواهم اعتراف کنم:


من من دروغ نگفتم مداح امام حسينم اما درصدي از مداحي هاي من به خاطر خود نمايي بوده


من هميشه نمازمو ميخونم اما آخر وقت يا تند تند ميخونم


من روزه ميگيرم اما واسه کلاس گذاشتن بگم منم آره


من دعا ميخونم دعا ميخونم که همه بگن آفرين چه قشنگ ميخونه واي اين وحيد؟


هر پنجشنبه ميرم دعاي کميل اما نه به عشق امام حسين و امام... به عشق خوندن دعا به عشق خودم به خاطر کيف خودم همه چي من شده ماديات خداااااااااااااااا



وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 

بسم الله رو گفتم


حس کردم که عاشق شدم با خودم گفتم عاشقي؟


بايد امتحان کنم که مطمئن شوم اما چطور؟


چطور ميشود فهميد که من عاشقم يا نه امتحان ميکنم اما مطمئن نيستم


ميشود فهميد چون تا حالا 100 تا آدم که منو ديدن اين سوالارو ازم پرسيدن


ميپرسن عاشقي؟


حالت خوبه وحيد؟


مريض شدي؟


وحيد چيه کشتي هات غرق شده؟


ميگن چيه تو فکري؟


مياد نترس ...يا خودش يا نامه هاش


آخه هر روز که نميشه الکي دروغ بگم هرروز به دوستام ميگم سرم درد ميکنه حالم بده و ...


من همچنان توي اين فکرم من که به کسي چيزي نگفتم پس...


فهميدم:بايد برم جلوي آينه خودمو ببينم ببينم چقدر تابلو شدم که همه فهميدن


رفتم جلوي آينه هر کاري کردم نتونستم بخندم آخه يه چيزي روي دلم سنگيني ميکنه


بار دوم ميخاستم به يه دختر نگاه کنم ديدم نميتونم مثل اينکه دلم جاي ديگه گيره


بله گرفتم حالا کاملا 2زاريم افتاد که از کجا فهميدن


آخه من آدم شوخ و باحاليم و عشق تفريح و پارک و اينطور چيزا اما از اون روز به بعد


اخلاقم عوض شده نه با کسي شوخي کردم نه از خونه رفتم بيرون نه موهامو ژل زدم نه خوش تيپ ميزدم


حلا کاملا شدم يه خنگ به تمام معنا بابام هم که ميخاستن برن تفريح گفتن تو هم بيا من نرفتم همه از اين اخلاق من تعجب کرده بودن گفتم دلم درد ميکنه البته راست گفتما چون دلم واقعا درد عشقي ميکشيدا ولي هرکي ندونه من که ميدونم واسه چي نرفتم و چسبيدم به خونه آخه قرار بود دختره(نوشين خانوم) زنگ بزنه نميخاستم نگران بشه آخه بهش گفته بودم خونه ام ...


خلاصه الان چند روزه ازش هيچ خبري نيست ! نه زنگ زده نه خبر داده نه ...


امروز تصميم داشتم مهرشو از توي قلبم بيرون کنم اما اما اما ...


آخه خيلي ...


آخه دلم نمياد چون تنها کسيه که منو واسه خودم ميخاد نه واسه مال وثروت بابام


چون دختر با شرم وحيا و خوبيه


چون منو خيلي دوست داره


چون خيلي دوسش دارم


چون عاشقه چون مهربونه


واسه اين عشق هرچي بدم کمه


از اين فکر اومدم بيرون ديدم اصلا راه نداره


تصميم ديگه اي گرفتم تصميم داشتم بشم همون وحيد هميشگي دوباره خوش تيپ بشم دوباره عاشق بشم دوباره به تفريح و پارک برم دوباره با همه شوخي کنم دوباره ترانه بخونم واسه اين دلم


تا همه باور کنن من عاشق نيستم از امروز ميخام عشقمو پنهون کنم


ميدونم سخته آخه مگه ميشه عشقو پنهون کرد اما من ميخام تموم تلاشمو انجام بدم


ميخام همه ي قصه هامو بريزم توي اين دلم و فقط ماهي يک بار اونو واسه دوستم بگم آخه من که غير از اون کسيو ندارم ديگه به قول حضرت علي(ع):


مومن شاديش در چهره اش آشکار و غم و غصه اش در دلش پنهان است.


آخه کم کمش تا 7_8 سال بايد صبر کنم تا يکم بزرگتر بشم و بعد ما به هم ميرسيم


ميخام از امروز واسه آينده تلاش کنم آخه از بي فردايي ميترسم


در ايام درس و مدرسه هم قرار شد که ماهي يکبار با هم تلفني صحبت کنيم تا به درسمون ضربه نخوره


سکوت.تنهايي.فکر.عشق.اشک.مرگ.دل.عاشق.


تباهي.خوشبختي.زندگي.تفاهم.روابط.دانش.عقل.زمان.پنهان.


ظلم.ستم.با هم بودن.ترس.هوس.شهوت.خدا.آخرت.سکس.دنيا.جامعه.پول.


زيبايي.زشتي.بهتر.بدتر.قشنگ.مرد.زن.نامرد .دختر .پسر .


سنگ.مهربان.دلتنگي.بيفکري.قلب.احساس.ماندن.رفتن.


تحرک.شادي.شادابي.کسلي.بيکاري.بي حوصلگي.مشق.دزس.صبر.يک نفر.تاريکي.روشنايي.پناهگاه.خانه.پاکي.گل.محبت.لطف.کناره گيري.فعاليت.جمع. تفريق.سياهي.شب.روز.چشم.گوش.ديدن.شنيدن.


فهم.عاشقي.فهميدن.درک.بيان.کيفيت.پروردگار.بهشت.


جهنم.مستي.ديوانگي.جهان.بيگانگي.خواب.سحر.صبح.


سجده.دار.حسرت.بي پروا.رسوايي.سوختن.ساختن.انتظار .ديدن. فراق.لحظه.التهاب.سوز.دلسوخته.آتش.برف.رسم دل.رازونياز.اميد.نا اميد.خبر.آمال.آرزو.جواني.پيري.نيستي.نابودي .صفا.مردونگي.


دوست.گنج.رنج.کمک.و...


و همچنان اين کلمات همراه ماست و اين ما هستيم که هر کدام را انتخاب ميکنيم.يا انتخاب نميکنيم.


پس انتخاب به اراده ي ما هست انشا الله که همه ي خوبي ها سهم ما بشه


مرسي از اينکه خوندين نظر فراموش نشه.!!.؟؟.!!


وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 
salam2
ghesmate dovvome majara:ke khabare khoshhaliehaaaaaaaaa
man az khoda khastam moshkelamo hal kone khoda ham ba oon mehraboonie hamishegish va lotfi ke hamishe dar haghe man dashte moshkelamo kheili rahat hal kard yani mano nooshin dobare ba ham doost shodim eyne hamun avala _mese filmaye asheghane bishtare majaraye ma shabihe ye film bood ta vagheiat ye chizi to mayehaye filme atash bas ama khoda ro shokr kar be jahaye barik nakeshid kholase yekam man khoobtar shodam yekamam oon behtar shod dige alaki be ham gir nadadim va be ham ghol dadim ke hamishe mese 2ta ashegh bashim va dige nazanim be tipe hamdige az hamun rooz ma avaz shodim dige vase ham kelas nemizarim ! dige be ham gir nemidim! dige iq bazi dar nemiarim! va eyne 2ta morghe eshgh asheghe ham dige hastim ! va khoda midoone ke ma cheghade ham dige ro doost darim va hamishe mikhastim ba ham bashim ama heyf ke ... velesh kon aslan emrooz gharar bood hamash khabaraye khosh bedamaa khob mer30 az khoda vase in eshghi ke be man dade
chan ta chiz hast ke mikham begam :shabihe ye tosie na shabihe ye ekhtar na shabihe ye nasihate
bebinid ensan nemitoone tanha bashe nemitoone ashegh nashe_harbar ke ashegh mishe delesh mikhad az hame door beshe faghat ba oon kasi ke doosesh dare tanha bashe ye chizi to mayehaye afsordegi ama age eshgheshun 2 tarafe bashe yani hamun ghad ke pesar asheghe dokhtarast dokhtare ham asheghe pesare bashe(albate bayad in eshghesho ebraz koneha) va hichvaght vase ham class nazaran eshgheshun bar aks mishe yani natanha afsordegi nemiare balke shadi ham miare ba khodesh va inam begam hichvaght nemishe be asle khode eshgh resid har dafe adam mige indafe dige fahmidam eshgh chie ama baz dafe baad mifahme chizaye digei ham toye eshgh moheme pas hamishe (age nemikhayd afsordegi begirid)donbale eshghe 2tarafe bashid va saay konid eshghi peyda konid dar hadde khodetun az hame nazar mesal mizanam behtar befahmid:1.age tarafetun bozorgtar az khodetun bashe(albate vase pesara)kheili rahat mitoone na omidetun kone 2.age taraf ham sathe zendegie shoma nabashe mitoone naboodetun kone che dokhtar che pesar 3.age taraf kheili ziba bashe yani khoshkel bashe ziadi ama shoma ziad ziba nabashid hamishe sar kuftasho bayad tahamol konid 4.age taraf ttish mamani bashe yani ziadi mamani ya babai bashe momkene moshkel dar beshe5.age taraf ziadi be shoma ru mide(khob hatman kheili khare)ama bayad darkesh konid ke doosetun dare na inke shoma aziatesh konid 6.age rootun nemishe behesh begid doosehs darid ye joori behesh sabet konid chun oon (dokhtare ya pesare)ta ye modati mitoone nazetuno bekeshe ye roozi belakhare mirehaaaaaaa7.age tarfetun kheili doosetun dare(motmaenida&shak nadarid)shoma ham begid ke doosesh darid (akhe oon nemige roosh nemishe be man bege )mige mano doost nadare va ye rooz belakhare mishkane va tanhatun mizare8.age tarafetun iq hast saay konid zayash nakonid hey mese man (behesh nagid iqqqqq)ye joori komakesh konid teckno bashe be rooz bashe khafan va hamishe amadeye ru kam koni! 9.age doosesh darid khob behesh begid nakone fek mikonid tarafetu elme gheyb dare 10.be tarafetun be andazeye zarfiatesh ru bedid na ziad tar na kam tar 11.hichvaght hamdigaro zaye nakonid hamishe khoobiaye hamdigaro begid 12.doosesh dari behesh begoo nadri nagooo 13.davatun shod nagooo man pesaram nabayad beram menat keshi nagoo man dokhtaram ehsasatam latife va... belakhare yeki bayad pishghadam beshe 14.saay konid moshkelatetuno be ham begid eshkalaye ham digaro be ham begid be digaran 15.eshgh bayad 2 tarafe bashe mese kafe tarazu16.dar sakhtia hamishe sabr konid waiting...
17.hamishe montazer bashid 18.khoda ro faramush nakonid 19.betarsid az khoda az emamatun hesab bebarid hamishe yadeshun konid
20.eshgh hichvaght enteha nadare hamishe dar hale kashfe eshghim yademun nare 21.ma darhale amuzeshim pas bayad hame chizo yad begirim 22.enrgi kheili moheme 23.vaghtaye ba hoselegi ba ham sohbat konid na vaghtaye bi hoselegi 23.hedie yadetun nare hamishe yadetun bashe
24.saay konid ba ham bashid 25.hamdigaro khoshhal konid na narahat
va dar akhar mer30 az in hoselatun ke hamasho khundid va vaghte ba arzeshetuno vase man sarf kardid mer30 az hamatun nazar yadetun nare bayyyyyyyyyyyyy
khoda kone hichvaght omre eshgh sar narese!

وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 
salam be hame


man esmam sivashe khoonamun shiraze va 17 salame


ye rooz dar hale chat ba bache ha boodam ke


ye dokhtare khoob pm dad


goft salam


manam javab dadam


aleyk


oon goft az man khoshesh oomade


man ham aval trsidam va taajjob kardam akhe


ta hala ba in moreda roberu nashode boodam


va vasam ajib bood kheili ziad pishe khodam


goftam hatman ye pesare bikare mikhad mano


sare kar bezare ama baadesh goft az uroomieast


man mato mabhoot az taajob dashtam mimordam


khastam ignoresh konam ama ye chizi toye ghalbam


behem etminan midad migoft rast mige goftam befarz


dokhtar bashi ba man chikar dari?


goft mikhad ma ba ham doost beshim


nefahmidam chi shod eyne divoone ha bale ro goftam


baad az 2_3 rooz ba ham kamelan ashena shodim


oon migoft esmesh nooshine manam goftam vahidam


man hes mikardam doosesh daram


ama room nemishod behesh begam ama ye rooz belakhare behesh goftam


i love u va entezar nadashtam oonam bege iloveu ama oon


goft mano doost dashte va shaba hamishe be man fekr mikone ama


man be onvane ye pesare mazhabi va dindar bavaram nemishod


akhe oon khodesh khaste bood ba man doost beshe


kholase 1 hafte az doostie chatie ma migozasht ta inke


ye rooz mikhastam beram safar behesh be shookhi goftam mobail dari?


oonam goft sharj nadare


porsidam dari?goft are goftam shomarato bedi?


goft na to bede man tahala be hishki nadadamo az in harfa


ama ba yekam sohbat kheili zood dad shomarasho


man bahash tamas gereftam porsidam khodeti goft are dasto pam milarzid


akhe avalin baram bood


akhe ta hala teli ba ye dokhtar harf nazade boodam


ama tarsam az in bood ke nakone in dokhtare faheshasto az in chiza ama


baad az koli fekro khial fahmidam doostam dare


yek del na sad del ashegham shode ama mitarsidam behesh begam manam in ehasaso


nesbat be oon daram toye in modat hamash be oon fek mikardam ta inke hes kardam


kheili doosesh daram age 2 rooz bahash harf nazanam asabi misham akhe eshgh ba ye dokhtare 14 sale?


ama hanoozam bavaram nemishe shomarash dorost boode ama fahmidam vaghean mano doost dashte ke in risko karde


hodude 1 mah toye kafesh boodam ke chera akhe chera shomareye mobailesho dad?


khoda midoonne che shabai be mahtab va setareha negah mikardam va khabam nemibord


faghat toye in modat fahmidam del be del rah dare yani chi


har rooz roozi 2_3 bar zang mizad akhey in delam gulesho khord


ba ye shookhi sade raft


raftesh vase hamishe


ki bavaresh mishod?


khoda midoone in dokhtareye ehsasati chia bar sare man niavord looos bood gir midad be hame chiz


ta ye daghighe dir miomadam hey negh mizad ama khodesh in akharia migoft az negh haye man khaste shode akh in delam che sade bood ba khodam fek mikonam in dokhtare chi dasht ke man doosesh dashtam


nadide o nashnakhte akhe mage mishe


ye rooz 10 ta akse romantic vasash ferestadam oonam hey ehsasati mishod


migoft kheili romantiki ama rooze akhar migoft az man khaste shode az sarkuftam


az por ru baziam az khodkhahiam az hame chim az kelas gozashtanam


ama man hanooz doosesh daram andzeye hamun avalin bar


ey khoda nemidoonam ba che kari toonest mano gul bezane


pishe khodam goftam bachast dovoome rahnami bood


ama goftam shayad rast bege


vaaay age vaghean rast bege man tanhash bezaram delesh mishkane


va man dige khodamo nemibakhsham


baad az mashverat ba dooste khoobam agha amir ke pesare heiatie khoobie


ghabool kardam ke edame bedam


har rooz zang mizad 40_50 min mokhamo mogereft be kar hey behesh migoftam ziad be man zang


nazan fek mikard azash badam miad ama vala be khoda vase khodesh migam babash behesh gir mide age ghabze mobailesh ye ho 5 barabare hamishe beshe ama oon in chiza ro nemifahmid


be man migoft mano doost nadri


to ba yeki dige doostio az in cherto perta


migoftam man vase khodet migam migoft to mikhay mano az khodet door koni az man badet miad


nemidoonestam chejoori halish konam


tahala dokhtari ba in por rui nadide boodam


va ama akhare in eshghe mahal emrooz balakhare davamun shod che davai


mikhastim tark konim ham dige ro vase hamishe


ama man delam nemiomad geryam gerefte bood ama roye khodam niavordam


goft boro gom sho


goftam bashe


goft bemir


goftam bashe


aaaaaaaaaaaaaaaaakh in delam ke kheili doosesh dasht


ama oon ba kamale namardi goft mano doost nadare va az man khaste shode


harchi bahash harf zadam didam na


delesh sang shode


migoft man oon noshine hamishegi nistam


man sadegimo az dast dadam


fek mikard ba in kara mishe donya ro hakem shod


manam por ru shodam goftam vaghti oon intori mige manam bayad roosho kam konam


kholase kar keshid be roo kam koni o az in harfa


yeki man migoftam yeki oon eyne filme atash bas kholase eyne sago gorbe zadim be tipe ham vaaaaaaay khoda ro faramush kardim ghadre doostimoono nadoonestim khoda ham azemun gerftesh


alanam motmaenam ham man ham oon pashimunim eyne 2ta bache 5_6 sale dava kardim


ma mikhastim ta akhare donya ba ham bemunim


door beshim az hame mardom vase darde ham bemirim


ba setare ha bekhabim ba tarane joon begiram


mikhastim az mano to ma besazim


vaghean ke ma aberoye asheghio pak bordim


khoda ro yad nakardim nabood shodim


mikham be oonke hanooz doosesh daram begam mano bebakhshe


man bakhshidamesh pas oonam mano bebakhshe


kheili doosesh daram oonam mano doost dashte bashe


kheili khateresho mikham oonam mano bekhad


ina ro nagoftam ke biad ba man bemoone goftam ke sedaghatamo bedune


khoda midoone delam mikhad ina hame ye shookhi bashe ye khab ye roya ye chizi shabihe mojeze lazem daram faghat kare khodete khoda ba man bash


yani mishe dobare mese 2ta ashegho mashugh bashim?


mishe? HANOOZAM BAVARAM NEMISHE!


enshaallah ke beshe


Saturday, 05 August, 2006 in tarikhe payane ye eshghe pake ke ba bache baziaye khodam kharabesh kardam vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay khodaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa


وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:43 صبح
 

سلام


سلامي با تمام زجري که کشيدم


نميدونم چي شده نميدونم


نميدونم به خدا چي بايد بگم؟


خدا خودش بهتر ميدونه ميدونه درد من چيه و من چي کشيدم!


آخه خدا يعني بازم ميون اين همه آدم بازم نوبت باختن من بود؟


باشه قبول اينم بمونه


زنگ زدم بهش مث هميشه


سلام خوبي؟


جواب داد زود پسورد آيدي منو ميدي فهميدي؟وقطع کرد


من بدبخت از همه جا بيخبر تته پته افتاده بودم


دوباره تل زدم برداشت گفت مزاحم نشو پسوردمو بهم برگردون


آه اي دل ساده من هنوزم پاک و نجيبي


دوباره تل زذم گفت بله چيه؟


گفتم تو چي ميگي؟؟


گفت:پسم رو بده!


مگه به من داديش سپرديش؟


تو چي ميگي دختر؟


هيچي نگفت دوباره قطع کرد


6-7 بار گوشيو بر نداشت


تا اينکه ور داشت و گفت ديگه نبينم اينجا زنگ بزني ها


بر توبه کن برو


گفتم من از پسورد تو خبر ندارم پسوردم کجا بود؟


گفت تا پسوردم رو پيدا نکردي ديگه زنگ نزن


قطع کرد ديگه واقعا عصباني شده بودم ديگه داشتم ديوونه ميشدما!


ورداشت گوشيو گفت چيه چي ميگي مگه نگفتم ديگه زنگ نزن؟


گفتم بابا به خدا من آيدي تو رو باز هم نميکردم


گفت فقط تو پسورد رو داشتي


گفتم اين که دليل نميشه


گفت نميدونم بايد خودت يه فکري کني!


20 دقيقه داشتم حرف ميزدم که فکر کردم داره گوش ميکنه نگو خانوم قطع کرده دوباره زنگ زدم هرچي التماسش کردم که قطع نکنه دوباره قطع کرد خداييش ديگه داشتم قاط ميزدما (اما و الکاظمين الغيظ) و خداوند با فرو برندگان خشم است


با مهرباني عطوفت بيشتر دوباره شماره رو گرفتم ايندفعه گفت چيه!!!!!!!!


گفتم هرکاري ميکني قطع نکن جون من جون خودت جون هرکي دوست داري تو رو جون بابات تو رو خدا خدا رو که فراموش نکردي؟


گفتم قسمت ميدم به خدا پس قطع نکن هدفت از اين کار چيه؟


گفت هيچي هدف ندارم


گفتم چي؟


گفت پشيمونم نگو تو رو خدا اذيتم نکن!


گفتم من با آيدي تو هيچ کاري نکردم


گفت تصميم من ربطي به آيديم نداره


گفتم سونا اذيتم نکن(راستي نوشين خر کيه اسم اصلي اون سونا است)


گفت زهر مار اسم منو نيار گفتم نه تو داري اشتباه ميکني


ديگه اصلا به من زنگ نميزني ها


گفتم باشه ولي بگو به کدام جرم؟


گفت هيچي


گفتم منم بايد بدونم چيکار کردم که خودم خبر ندارم


گفت هيچي هيچي حتما يه چيزي از تو ديدم ديگه


گفتم خب بگو تا دلمو راضي به ترک کنم


گفت ديگه بسه تمومش کن


گفتم بي قرارم جون خودت يه جوري بگو منم بفهمم آخه بي دليل که نميشه !


گفت عشقم کشيده همينطور بي دليل من رواني ام!


گفتم دختر جون اينکارا رو نکن گفت به تو ربطي نداره


آخه نامرد هنوز دوست دارم


جواب داد به من چه!!!!!!!!!!(تو رو خدا ميبينين من چي ميکشم؟)


هرچي بيشتر بهش احترام ميزاشتم بيشتر بي احترامي ميديدم احساس آتش ميکردم حس کردم داره تيکه تيکه وجودم خورد ميشه!


گفت من به آخر رسيدم بايد تموم کنيم گفتم نميشه که گفت پس شمارتو ميدم بابام گفتم لا اله الا الله تو حتي آبروي من واست مهم نيست؟


گفت من هيچي برام مهم نيست!


هرچي ميگفت با عقل جور در نميومد ديد من زير بار نميرم شروع کرد به دروغ گفتن:


يه چيزي هست اگه بگم شايد بري خودتو بکشي گفتم بگو طاقتشو دارم خود کشي هم نميکنم


بگو ميشنوم گفت مجبورم نکن گفتم بگو ديگه زود باش گفت من 17 سالمه و قطع کرد!


دست وپام به لرزه افتاد داشتم ميمردم اما تدريجي (سخته 3ماه با کسي حرف بزني نفهمي چن سالشه زور نيست؟)


يا ابوالفضل


دوباره زنگ زدم گفت چيه باز؟


با عجز ولابه و التماس ازش خواستم قسم بخوره تا باورم بشه تا از زندگيش واسه هميشه برم بيرون گفت دروغ گفتم


گفتم نو هم مشکل داري هااااااااااااااااااا


گفتم داريم حرف ميزنيما هي قطع نکن دروغ دوم:


ببين من مال يکي ديگه ام


گفتم چي ميگي تو؟


گفت من نامزد دارم


گفتم واقعا نامزد داري؟


گفت:آره آره آره


گفتم قسم ميخوري؟


گفت نه بازم معلوم شد داره دروغ ميگه


بعد از کلي تفاسير با و بي ربط و مخ زني بالاخره گفت که بابام ازم خواسته منم بابا رو دوست دارم ميخام تموم کنم گفتم واقعا گفت آره


کار از کار گذشته بود تصميمشو گرفت هرچي گريه و التماس و عجز ولابه کردم لا اثر


اما باورم نميشه کسي اينقدر منو دوست داشت چطور دلش اومد؟


کسي که من بهش اعتماد کردم


کاش کاش همش يه خواب باشه کاش ميشد يکي منو از خواب بيدار کنه بگه پاشو آقا ظهور کرد پاشو که ديگه ظلم معني نداره پاشو که ديگه عاشقا زجر نميکشن آه خدا ميشه؟


يا 14 معصوم اي کسانيکه در تمامي مراحل زندگيم کمکم کردين الانم کمکم کنين آخه شما تنها کسايي هستين که درکم ميکنين


ولي به همتون ميگم با وجود همه بدي که کرد


هنوزم


دوسش


دارم!


خلاصه کلام هنوز هم همان تنهاترين عاشق هستم!


و از قديم عارفان گفته اند لذت عشق به هجران و دوري است و عاشقان هنگاميکه به هم ميرسن قرباني ميشن و امثال آن در تاريخ زياد بوده مثل ليلي و مجنون و...


ولي کلام آخر:


هنوز منتظرم يه روزي از اين کارش پشيمون بشه و دست برداره از آِ کيو بازي هاش


شايد الان شايد هفته بعد شايد ماه بعد شايد هم سالها بعد ...


وحيد ::: جمعه 11/12/1385::: ساعت 7:39 صبح
 

لا اله الا الله


لا اله الا الله


لا اله الا الله


عبارتي که صد ها نه بلکه هزاران بار آن را تکرار کردم!!!


خدايااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


آخه خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا


نميتونم اسمتو فرياد بزنم چون توي خونمون چند تا آدم هست که هنوز نزد اونا آبرو دارم(به عبارتي ديگه از ماجرا خبر ندارن مثل شما)


خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


خدا جون من غير تو کيو دارم؟


غير از تو کيه که به هيشکي محتاج نيست؟


هرکسي به نوعي به کس ديگري محتاج ولي تو چي؟


به هيچکس!


خدايا توي تموم زندگيم سعي کردم آدمي بشم که تو دوست داري


آدمي که تو ازش خوشت بياد يه کسي که از ديدنش لذت ببري


پيش فرشته هات بگي اينه ها اين همون بنده ي منه که داره نماز ميخونه


اين همونيه که شما ميگفتين خلقش نکن ديدين؟


چه خوب شکرگذاري ميکنه؟


و بعدشم به خودت بگي((فتبارک الله احسن الخالقين))


آفرين بر من که بهترين خلق کنندگانم


اي خدا ا