کاش دنيايي بود که در آن
صداي شکستن قلبي هيچگاه شنيده نمي شد
طعم تلخ جدايي هرگز چشيده نمي شد
رنگ زشت خيانت هيچ وقت ديده نمي شد
دل بي گناه عاشقي از بي اعتنايي پژمرده نمي شد
عدالت و حق عشق واقعي زير پا له نمي شد
مهر و محبت کسي با بي رحمي پس داده نمي شد
دست ردي بر سينه پر شوق خواستاري زده نمي شد
عشق در سياه چالي ابدي زنداني نمي شد
بلبلانش فقط نغمه شادي مي سراييدند
گلهايش بي خار و فقط بوي خوش مهر و محبت مي دادند
قلبها شفافتر از اب زلال مي بودند
دلها همگي مست از مهر و وفا خوش بودند ولي افسوس که ما هر روز از ان دنيا دورتر و دورتر مي شويم!
من هميشه به همه توصيه ميکنم بياين به جاي اينکه صبر کنيم تا يه روزي
عاشق بشيم از همين حالا به هم عشق بورزيم چه به ادمي که خوب چه
بدچه زشت چه زيباست ......
بياين عشقي که خدا بهمون داده بين
هم تقسيم کنيم مطمين باشين اگر از اول دنيا همين طور با عشق پيش
ميرفت و همه به جاي کاشتن بذر نفرت و کينه تو دلشون بذر عشق و
محبت مي کاشتن ديگه هيچ کس تنها نبود و همه با هم دوست بودن و
يار هميشگي....پس بياين از همين حالا شروع کنيم به هم عشق بديم...