اولش فکر نمي کردم که دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشاي زيبا شو خورده باشه
اما نه گذشت و ديدم دل من ديددنه تر شد
به تو گفتم ، دلت از قصه ي من با خبر شد
آخ که چه لذتي داشت ناز چشاتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
مي دونم دوسم نداري مثل روزاي گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه کسي اونو نوشته
مي دونم فرقي نداره واست عاشق بودن من
آخ که چه لذتي داشت ناز نگاتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
واسه هرگز نرسيدن