الهي و ربي من لي غيرک
نميدانم از چه بگويم؟
از عشق به حسين (ع)؟
از سختي هاي حسين؟ از تشنگي حسين ؟ از شرمندگي اباالفضل؟
يا شايد از گناهاني که همچون کوله باري بر پشت ما سنگيني ميکند
!
و از همه که بگذريم در ايام شهادت مادر مهربان اهل بيت-ام ابيها حضرت فاطمه زهرا (س) نامردماني از جنس طوفان خشم و نفرت خود را نسبت به همگان اعلام کردند
انفجاري که آن را سالي از گذشته ها شاهد آن بوديم
با بي شرمي آنرا تکرار کردند
.
من نميدانم اينها خدا ندارند؟
آخرت را
...
يا بقيه الله تسليت يا حسين تسليت يا زهرا تسليت
يا ابوالفضل تسليت يا زينب تسليت
و يا القائم المنتظر تسليت
جهان در انتظار مهدي است.
مهدي نمي آيد مگر ناگهاني.
هنگاميکه بيايد جهان از عدل و داد لبريز ميشود
يا مهدي نميدانم چگونه با تو سخن بگويم؟
ولي با زبان بي زباني ميگويم بيا بيا که ديگر طاقت اين هتک حرمت ها را ندارم.
براستي مهدي جان نميدانم به تو چه ميگذرد؟
در دل تو چه غوغايي برپاست
گرچه در زندگي به شما خوبي نکردم اما...
ميدانم دلتان از دست من پر است
ولي باز هم ميگويم هيچ ندارم جز تو.
فقط يک سوال :
چرا براي مردماني که دلت را خون کردند دل ميسوزاني؟
منتظرت ميمانم
ولي
نازنين صبر اندازه داره!