يوسف فاطمه
آن که بر اثر هر گناهي از برادرانش کناره گيري کند، دوستانش کم شوند . [امام علي عليه السلام]
 
   1   2      >
 

باز دلم هواي خطي خطي کردن دفترمو کرده


قلمو بر مي دارم مي مونم چي بنويسم


نمي دونم از کدوم التماس پنجره شکسته


نمي دونم از کدوم گلايه نگفته از کدوم بغض نگفته


نمي دونم از کدوم دستهايي که هيچ وقت به هم نرسيدند


نميدونم از کدوم ايماني بنويسم که بيشتر به شکل توهم داره درمياد تا واقعيت


نمي دونم از کدوم دلي بنويسم که هيچ وقت يکي نشدند


نمي دونم از کدوم سکوتي بنويسم که هيچ وقت فرياد نشدند


نمي دونم از چي بنويسم


نميدونم ازکدوم سياست بنويسم و جبهه بازي که بوي تعفن نده


نميدونم از کدوم چفيه و پلاک شکسته بنويسم


نمي دونم از کدوم اشکي بنويسم که هيچ وقت برايم ريخته نشد


نمي دونم از کدوم انتظاري بنويسم که هيچ وقت قرار بر ديدارش نيست انگار


نميدونم از خلوت دلم بنويسم يا غربت دل ؛ مگه فرقي هم باهم دارند!!


نمي دونم از کدوم شعر بنويسم ؛ شعري که حرف دل بزنه


نمي دونم از کدوم بارون بنويسم باروني که هيچ وقت نشد ساعتها با خيال راحت


زيرش راه برم بدون چتر!!


نمي دونم از کدوم سلام بگم وقتي نه سلامي بود نه خداحافظي ....فقط و فقط نگاه بود


وحيد ::: جمعه 24/3/1387::: ساعت 11:52 صبح
 

براي رسيدن به...هرچي ميخواي...!


فنا از آنچه در اطرافته . اهميت ندادن به آنچه در ميون آدمها مي گذره و برات سودي نداره . مثل مريم مقدس روزه سکوت گرفتن و دل بخدا دادن .


? - فنا از شادي و غصه دنيا و بقول قران از شاديا زياد شاد نشدن و از غصه ها زياد ناراحت نشدن : لکيلا تاسوا علي ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم ......


? - فنا از نتيجه گرايي که دنيا دار رسيدن به آنچه مي کاري نيست . البته الزاما .


? - فنا از حسرت در دنيا که دارالحسره فقط آخرت است .


? - فنا در نظر اندازي به آنچه در دست مردمست و .......


? - فنا در راه عشق . عشق به خلق که مخلوق خدان و عشق بخدا که خالق خلقه .عشق ازين مدلاي بازاري نه ها . عشقي که با درد و سکوت و کنترل و نفس در راه خلق همراه باشه . عشقي که حلال ها رو برات حرام مي کنه . عشقي که اگر از معشوق بودن محروم باشي مي تونه عاشق بودن رو برات بياره . عاشقي و


تنها :
به يک عدد قلب با صفا و عاشق که عقلش برسد فاصله بين عشق و خود خواهي اندازه زمين تا آسمان است نياز مبرم داريم .
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگهايي که لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند
عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند
خب طبيعي است که يکروزه به پايان برسد
عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد


اگه مراقب نباشي دقيقا موقعي ايمانتو از دست ميدي که بيشترين نياز رو بهش داري!!!


سعي کن هميشه پاک بموني...مثه اين نيني تپلي راحت سرتو زمين بزاري!!!:



عکس کوچک شده است.


وحيد ::: پنجشنبه 23/3/1387::: ساعت 12:38 عصر
 

بنگاه دوست يابي :
به تعدادي دوست و همراه براي فقط درد و دل نيازمندم . دوستم بدارند . اهل غيبت و تهمت نباشند.به دو سوت ابرو ريزي نکنند .
دنيا رو بر اخرت ترجيح ندهند . از خدا خسته نشوند . بي صبر و بي رضا و ... هيچي بابا بي خيال . گير نمياد . ببخشيد مزاحم شدم...
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت


شير خدا و رستم دستانم آرزوست ..


وحيد ::: شنبه 18/3/1387::: ساعت 12:58 عصر
 

نمي داني تنهايي من چقدر بزرگ است


حتي اگر هزار سيب از دستهايم بچيني


باز هم نمي داني که ريشه هاي اين درخت تا چه عمقي از خاک فرو رفته اند


و حتي اگر صد بارپرنده شوي و صدها لانه بر شاخه هايم بسازي


باز هم سکوت سنگين نگاهم نمي شکند ،کاش مي دانستي تنهاييم چقدر بزرگ است...


وحيد ::: پنجشنبه 9/3/1387::: ساعت 11:18 صبح
 

تو دل يه مزرعه يه کلاغ رو سياه ، هوايي شده بره ، پابوس امام رضا


اما هي فکر مي کنه اونجا جاي کفتراست. آخه من کجا برم؟ يه کلاغ که رو سياست


من که توي سياهيا از همه رو سيا ترم ميون اون کبوترا با چه رويي بپرم


تو همين فکرا بودش کلاغه عاشقمون


يه دلش مي گفت برو يه دلش مي گفت بمون


که يهو صدايي گفت


تو نترس و راهي شو ، به سياهي فکر نکن تو ، تو يه زائري ، برو


وحيد ::: سه‏شنبه 24/2/1387::: ساعت 4:29 عصر
 

آشکار است که مي تواني در باره ي کسي بگويي..
او کسي است که بيش از هر چيز ديگري در اين جهان ميخواهم.اما آنان که عاشقند-به هر دليل-در چنين گفتن صادق اند.


در دوستي و عشق دو نفر براي دست يافتن به چيزي آستين بالا ميزنند که اگر تنها باشند!


نميتوانند بدست آورند


ننگ بر کسي که يک بار مرا فريب ميدهد...و ننگ بر من باد که دوباره فريب او را بخورم!!!!


وحيد ::: سه‏شنبه 24/2/1387::: ساعت 1:58 عصر
 

زندگي حرف ميان من و توست.....زندگي رمز نگاه من وتوست


نيگام کن....زل بزن تو چشام..ميخوام ببينم چقده دوستم داري


ميدوني چرا ميخوام از چشمات بخونم؟


آخه چشمها تنها دريچه احساسهاي آدمهان که مستقيماٌاز قلب به بيرون باز ميشن


.......چشمها هيچ وقت دروغ نميگن.........


اما اينو يادت باشه اگه ريگي تو کفشته هيچ وقت تو چشماي يه عاشق نگاه نکن


چون برق عشق اونقده قوي که همونجا از خجالت


ميسوزونتت.


وحيد ::: يکشنبه 15/2/1387::: ساعت 11:36 صبح
 

سيد علي هم اومد و...


الان تازه از اونجا برگشتما ولي...


بي خيال..


وحيد ::: چهارشنبه 11/2/1387::: ساعت 1:31 عصر
 

چه سخته تو نباشي و دلم هواتو بکنه


بخوام بيام به ديدنت نگام راهتو گم کنه


چه سخته حرفاي دلم بمونه پشت حنجره


اما به جاي جمله ها گريه بغضم و کم کنه


تو دشت بي همنفسي يه روز واسم نفس بودي


رفتي و من نميدونم دل بي نفس چيکار کنه


وقتي نباشي زندگيم پوچه و معنا نداره


دل به هواي ياد تو هنوز با من سر مي کنه


بيا- بيا از اين به بعد ستاره هاي هم باشيم


حالا که آسمونمون با هم ديگه فرق مي کنه...


وحيد ::: چهارشنبه 11/2/1387::: ساعت 1:30 عصر
 

ازم پرسيد به خاطره کي زنده هستي؟


با اينکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچکس"


پرسيد : پس به خاطره چي زنده هستي؟


با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو" ، با يه بغض غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّي"


ازش پرسيدم : تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حالي که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت بخاطرکسي که بخاطر هيچ زندست.


اين روزها گرفته ام...گرفته تر از هميشه


آي خدا دلم گرفته


وحيد ::: سه‏شنبه 10/2/1387::: ساعت 10:10 عصر
 

زندگي شهد گلهاست.زنبور زمان آن را مينوشد...


آن چه ميماند عسل خاطره هاست.


واسه قشنگي نيست!

وحيد ::: دوشنبه 9/2/1387::: ساعت 6:47 عصر
 

عشق و عاشقي را دوست دارم اگر ...
اگر معشوقم تو باشي

اگر عشق در مرواريدهاي بي رنگ و زردي گندمزار خلاصه شود
اگر عشق تنها يک رنگ داشته باشد

بيا و من را با خود به خانه اي ببر که قاصدکها خوش خبرند و هنگامي که نفس مي کشي سينه ات پر از بوي گل سرخ مي شود

جايي که همه دچارند و عاشق
دوستت دارم
به اندازه عالم نا متناهي ات
تا به انتهاي بودن و دوست داشتن دوستت دارم...


وحيد ::: شنبه 24/1/1387::: ساعت 2:20 صبح
 

دشت ها آلوده ست
در لجنزار، گل لاله نخواهد روييد
گل گندم خوب است
اي دريغا که همه مزرعه ي دل ها را
علف حرزه ي کين پوشانده ست
هيچ کس فکر نکرد
که در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند
که چرا سيمان نيست
و کسي فکر نکرد
که چرا ايمان نيست
و زماني شده است
که به غير از انسان

هيچ چيز ارزان نيست...


وحيد ::: يکشنبه 18/1/1387::: ساعت 6:32 عصر
 

در خدايک سجده رفتم کفر ودين اتش گرفت


قبله گم شد شب به رقص امد جبين اتش گرفت


يک هجا گندم سرودم گور ادم دود شد


مور گفتم هم سليمان هم نگين اتش گرفت


نقشي ازپيراهني برپلک يعقوب زدم


خواب مصراشفته شد بازار چين اتش گرفت


دشت رادريوزه خاتون درياکردمش


خاک ان دربادگم شد اب اين اتش گرفت


خواستم مهمان رقص خود کنم خورشيد را


اسمان يک لحظه خالي شد زمين اتش گرفت...


وحيد ::: شنبه 17/1/1387::: ساعت 10:0 صبح
 

تو هماني که گفتي : دل مهربانت را در مقابل من به آهن به سنگ بسپار



و مرا به سرخي خون دل شقايق



اما من جز به تو دل به کسي نمي دهم اين دل فقط مال توست



فقط دوستم بدار و ترکم نکن



روز رفتنت روز مرگ شقايق ..روز زردي دل سبز من است


دوستت دارم


تو هماني که مي گفتي : من در عالم سرد خودم بايد آنقدر تنها بمانم



و آنقدر تنها بگريم که تمام نوشته هايم بوي باران بگيرد



اما من مي گويم که سردي دلت را به من بسپار و گرمي دل من از آن تو



فقط بدان که با يک دل سبز

در اين دنيا همه چيز را مي توان خريد. زيباترين ماشين، قشنگ ترين ويلا که شايد وقتي پنجره هايش را بگشايي آبي دريا را موج بزني. بهترين وزيباترين لباس ها، شيک ترين کفش ها و
.........
اما عشق فروشي نيست، تمام دنيا را هم که بفروشي نمي تواني آن را بخري
.
ولي با همه ي اين ها برايت از هر چيز بي اهميت تر است. چه ارزشي دارد که کسي شب و روز در انتظار ديدار تو باشد يا تمام احساسش را برايت به رنگ بنفش نقاشي کند؟


وحيد ::: شنبه 17/1/1387::: ساعت 10:0 صبح
   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
 
.:: منوي اصلي ::.
.:: آمار بازديد ::.
بازديد امروز : 35
بازديد ديروز : 45
بازديد کل : 15336
.:: درباره خودم ::.
يوسف فاطمه
وحيد[485]
من تمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم من بهار عشق را ديدم ولي باور نکردم يک کلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم من ز مقصد ها پي مقصود هايي پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبي ماند در يادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد يارم رفت...
.:: لوگوي وبلاگ من ::.
يوسف فاطمه
.:: لينک دوستان ::.
.:: لوگوي دوستان::.







.:: نواي وبلاگ ::.
.:: آرشيو شده ها ::.
.:: اشتراک در خبرنامه ::.

نام:

ايميل:

 
.:: طراح قالب::.
HAJVZ