يوسف فاطمه
اگر آن که خواهى نيستى بارى بدان ننگر که کيستى . [نهج البلاغه]
 
 

يه روز قشنگ از روزاي خوب خدا فاطمه بنت اسد (س)در نهايت عفت و عظمت آروم آروم به طرف خونه خدا مي يومد.
پرده کعبه رو به دست گرفت
با خداش مناجات مي کرد
حال خوشي داشت


خدايا ! به حق کسيکه اين خونه را بنا کرد


تولد فرزندم را بر من آسان کن !


ناگهان ديوار کعبه باز شد.


خانوم وارد کعبه شدند .


ديوار دوباره به حالت اولش برگشت.


4 خانوم مجلله ايستاده بودند .


آخه اومده بودن به استقبال.


همه سلام کردن .و جواب گرفتن .


فاطمه بنت اسد نشست اونها هم در مقابلش نشستند .


در نهايت کمال محبت مي کردند .


ناگهان فرزند عزيزشون علي ابن ابيطالب (عليه السلام )متولد شد.


چه کودکي ! صورتش مثله خورشيد مي درخشيد .


حضرت در همون لحظه اول تولد بندگيشون را اثبات کردن .


سر به سجده گذاشتن .


اشهد ان لا اله الا الله و ان محمد عبده و رسوله و اشهد ان عليا وصي محمد رسول الله



و اينگونه عشق و مقتدا و مولا و امام ما شيعيان راه ولايت قدم بر دنيا گذاشت .


دوست داريد بدانيد آن 4 خانوم چه کساني بودند که مادر را همراهي و کمک کردند؟


حضرت حوا و حضرت مريم و آسيه همسر فرعون و مادر موسي بودند .


وحيد ::: دوشنبه 15/5/1386::: ساعت 7:0 صبح

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
 
.:: منوي اصلي ::.
.:: آمار بازديد ::.
بازديد امروز : 33
بازديد ديروز : 45
بازديد کل : 15334
.:: درباره خودم ::.
يوسف فاطمه
وحيد[485]
من تمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم من بهار عشق را ديدم ولي باور نکردم يک کلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم من ز مقصد ها پي مقصود هايي پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتند و خوبي ماند در يادم من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد يارم رفت...
.:: لوگوي وبلاگ من ::.
يوسف فاطمه
.:: لينک دوستان ::.
.:: لوگوي دوستان::.







.:: نواي وبلاگ ::.
.:: آرشيو شده ها ::.
.:: اشتراک در خبرنامه ::.

نام:

ايميل:

 
.:: طراح قالب::.
HAJVZ