باز امروز خانه ي تنهايي ام
پر شد از عطر و نسيم دلنواز
باز هم در روبروي پنجره
سبز شد يک بوته ي زيباي ياس
باز هم از آسمان خانه ام
قطره هاي پاک باران مي چکد
از فراز بام پست خانه ام
عطر و بوي فاطمه پر مي کشد
باز هم يک روز ميلاد دگر
با شکوه و پر صلابت مي رسد
باز از پشت نقاب تيره اش
شب به روي ما تبسم مي کشد
باز هم با نغمه ي زيباي خود
بلبل عشق من از ره مي رسد
من دو چشمانم به يمن اين ورود
انتظار روشنايي مي کشد
کاش اين پروانه ي زيباي من
روي گلهاي دل من مي نشست
با دو بال کوچک و زيباي خود
شيشه ي سخت دلم را مي شکست
باز هم اين مرحم زيباي من
روي زخم کهنه ي اين دل نشست
اين سکوت سهمگين خانه را
يک طلو ع با صفا در هم شکست