دعای عظم البلا اقلیمـ رهایے

بنده در اوج فاجعه زانو نمیزند..
غیر از خدای خود به کسی رو نمیزند...


به جز این بار تنهایی که روی دوشمون مونده
فقط از تو صدایی گنگ توی گوشمون مونده
صداتو هرکی تو رویاش یارت بوده میفهمه
کسی که عمرشو تو انتظارت بوده میفهمه


گفت دلداری دشمن دلتان را نبرد
مثل طوفان زده ها حاصلتان را نبرد
چشم واکن اخوی، خوب ببین یار کجاست...

نخل بسیار، ولی میثم تمارکجاست...؟


مامحال است که از بیعتمان برگردیم...


طعنه خوردیم که خوردیم ولی برگردیم...
ولی از معرکه ما سینه سپر برگردیم


المومن کالجبل الراسخ



      

کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت

یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت

 کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد

سجده ای کرد سپس شیعه ی مولا برگشت

 خسته بود از همه ی آینه ها تا اینکه

زشت آمد،متحول شد و زیبا برگشت

 آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود

با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت

 زائری گفت چرا اشک ندارم آقا

نگهش کردی و با دیده ی دریا برگشت

 یک جوان حاجتش این بود: که زن میخواهم

رفت تا اینکه شبی پیش تو بابا برگشت

 به گمانم که به طور تو مشرف شده بود

آنکه با معجزه و با ید بیضا برگشت

 صبح درقامت یک مردگدا رفت حرم

ظهر نزدیک اذان بود که آقا برگشت

 جبرئیل آمده بود ازوسط عرش، حرم

دوسه تا فرش تکان داد و به بالا برگشت

 نفس خادمتان خورد به آن نصرانی

در حرم شیعه شد،از مذهب ترسا برگشت

 زائری بود مردد جلوی ترمینال

مشکلی داشت از اول به خدا با برگشت ...

 



      

مسئله‌ی انتظار هم که جزء لاینفک مسئله‌ی مهدویت است، از آن کلیدواژه‌های اصلی فهم دین و حرکت اساسی و عمومی و اجتماعی امت اسلامی به سمت اهداف والای اسلام است؛ انتظار؛ انتظار یعنی ترقب، یعنی مترصد یک حقیقتی که قطعی است، بودن؛ این معنای انتظار است. انتظار یعنی این آینده حتمی و قطعی است؛ بخصوص انتظارِ یک موجود حىّ و حاضر؛ این خیلی مسئله‌ی مهمی است. اینجور نیست که بگویند کسی متولد خواهد شد، کسی به وجود خواهد آمد؛ نه، کسی است که هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد که مردم او را میبینند، همچنانی که او مردم را میبیند، منتها نمیشناسند. در بعضی از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف که برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در کنار آنها بود، روی فرش آنها راه میرفت، ولی نمیشناختند. یک چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌ای؛ این کمک میکند به معنای انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامی به طریق اولی نیاز دارد. این انتظار، تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتی انسان یقین دارد که یک چنین آینده‌ای هست؛ همچنانی که در آیات قرآن هست: «و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذّکر انّ الارض یرثها عبادی الصّالحون. انّ فی هذا لبلاغا لقوم عابدین» (1) - مردمانی که اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده کنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازی خود هست. بدانیم که یک حادثه‌ی بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت که حالا سالها یا مدتها مانده است که این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت که این حادثه نزدیک است و در همین نزدیکی اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلی، به آن صورتی، به آن هیئت و خُلقی نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ی انتظار است. وقتی بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یک چنین دورانی قرار است باشد - ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آماده‌ی عدل کنیم، آماده‌ی پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتی را به وجود میآورد.
سید علی خامنه ای ؛ بیانات در دیدار اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت 1390/04/18



      




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]