اقلیمـ رهایے

یا مَن یبَدِّل السَیئاتِ بالحَسنات ...

این همه دیوانه میخواهی چه کار

    نظر

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار ؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار ؟
تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان ، عشق کن‌!
ای که شاعر سوختی ‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟
مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟