اقلیمـ رهایے

یا مَن یبَدِّل السَیئاتِ بالحَسنات ...

بار امانت

    نظر

در بساط بی دلان، اختر شمردن مشکل است
آبروی خود میان خلق بردن مشکل است
صحنه آیینه را دیدار بلبل شرط نیست
جلوه طاووس را در گل فشردن مشکل است
آبدزدک در خفا آبی به خجلت می خورد
 مال مردم را میان جمع خوردن مشکل است
هر که بامش بیش، برفش بیش، یعنی فصل برف
 زندگانی بالاخص اطراف جردن مشکل است
پیر, ما را وقت رفتن نکته ای در کار کرد:
کارها را دست نامحرم سپردن مشکل است
نیست «ملا» بردن بار امانت هیچ سخت
 زیر بار منّت اغیار مردن مشکل است